کلاس اولی ها
كلاس اول 
قالب وبلاگ
مردی پسر تنبلی داشت که از زیر کار درمی‌رفت و همه چیز را به شوخی می‌گرفت. روزی او را نزد حکیم آورد و گفت: “از شما می‌خواهم به این پسر من چیزی بگویید که دست از این تنبلی و بی‌تفاوتی‌اش بردارد و مثل بقیه بچه‌های این مدرسه به دنیای واقعیت و کار و تلاش برگردد.”

     حکیم با لبخند به پسر نگاه کرد و گفت: “اگر تو همین باشی که پدرت می‌گوید زندگی سخت و دشواری مقابلت هست. آیا این را می‌دانی؟”
  
     پسر تنبل شانه‌هایش را بالا انداخت و گفت: “مهم نیست؟” حکیم با تبسم گفت: “آفرین به تو که چیزی برای گفتن داری. لطفا همینی که می‌گویی را درشت روی این تخته بنویس و برای استراحت با پدرت چند روزی میهمان ما باش.”

     صبح روز بعد وقتی همه شاگردان برای خوردن صبحانه دور هم جمع شدند حکیم به آشپز گفت که برای پسر تنبل غذای بسیار کمی بریزد. پسر که از غذای کم خود به شدت شاکی شده بود نزد حکیم آمد و به اعتراض گفت: “این آشپز مدرسه شما برای من غذای بسیار کمی ریخت!”. حکیم بی آن که حرفی بزند به نوشته‌ای که شب قبل پسر روی تخته نوشته بود اشاره کرد و گفت: “این نوشته را با صدای بلند بخوان! حرفی است که خودت نوشته‌ای!”

     روی تخته نوشته شده بود: “مهم نیست!” و این برای پسر تنبل بسیار گران تمام شد. ظهر که شد دوباره موقع ناهار غذای کمی تحویل پسر تنبل شد. این بار پسر با اعتراض همراه پدرش نزد حکیم آمد و گفت: “من اگر همین‌طوری کم غذا بخورم که خواهم مرد.” حکیم دوباره به تخته اشاره کرد و گفت: “جواب تو همین است که خودت همیشه می‌گویی!”

     روز سوم پسر تنبل زار و نحیف نزد حکیم آمد و گفت: “لطفاً به من بگویید اگر بخواهم غذای کافی به دست آورم چه کار کنم؟” حکیم به آشپزخانه رفت و گفت: “هر چه را آشپز می‌گوید تا ظهر انجام بده!” پسر تنبل تا ظهر در آشپزخانه کار کرد و ظهر به اندازه کافی غذا خورد. او خوشحال و خندان نزد حکیم آمد و گفت: “چه خوب شد راهی برای نجات از گرسنگی پیدا کردم!” و بعد خوشحال و خندان برای تأمین شام خود به آشپزخانه برگشت.

     پدر پسر تنبل با تعجب به حکیم نگاه کرد و از او پرسید: “راز این به کار افتادن فرزندم چه بود؟” حکیم با خنده گفت: “او حق داشت بگوید مهم نیست! چون چیزی که برای شما مهم بود و برای حفظ اهمیتش حاضر بودید تلاش کنید، او به خاطر تنبلی‌اش و این که همیشه شما بار کار او را بر دوش می‌گرفتید دلیلی برای نامهم شمردنش پیدا می‌کرد. اما وقتی موضوع به گرسنگی خودش برگشت فهمید که اوضاع جدی است و این‌جا دیگر جای بازی نیست معنی مهم بودن را فهمید و به خود تکانی داد. شما هم از این به بعد عواقب کار و نظر او را مستقیم به خودش برگردانید و بی‌جهت بار تنبلی او را خودتان به تنهایی به دوش نکشید. خواهید دید که وقتی ببیند نتیجه اعمال ناپسندش مستقیم متوجه خودش می‌شود اعمال درست برای او مهم می‌شوند و دیگر همه چیز عالم برایش نامهم نمی‌شوند...

 

[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 22:21 ] [ سعیده رجائیان ]
  رفته رفته سال تحصیلی با تمام فراز و نشیب هایی که دارد در حال اتمام است و امتحانات پایان سال  آخرین مرحله  سال تحصیلی به حساب می آید .بر اساس ارزیابی سنتی و استفاده از نمره و امتحان، این فصل تداعی کننده اضطراب امتحان برای برخی دانش آموزان است.

     در ارزیابی سنتی، نمره و معدل معیاری برای سنجش است و براین مبنا دانش آموزان به سه گروه تقسیم می شوند: گروه اول کسانی هستند که از نظر درسی وضعیت خوبی دارند و نمرات قابل قبولی را کسب می کنند و شاگردان زرنگ به حساب می آیند و پیوسته  مورد توجه  معلم ها هستند و تشویق  می شوند. گروه  دوم شامل دانش آموزانی می شود که  عملکرد متوسطی داشته و همیشه برای پیشرفت تلاش می کنند و گروه سوم افرادی هستند که نمرات خوبی را به دست نمی آورند و سهل انگار و تنبل شناخته می شوند و به دلیل ناتوانی در گرفتن نمره خوب تحقیر می شوند و اعتماد به نفس پایینی دارند.

     با توجه به انتقاداتی که به شیوه ارزشیابی سنتی شده است، ارزشیابی توصیفی به عنوان  جایگزینی برای ارزشیابی سنتی در دانش آموزان پایه های اول، دوم و سوم دبستان قرار گرفته است. در حقیقت شیوه های ارزیاشیابی فرایند مدار در پی پاسخگویی به این پرسش است که: "دانش آموز در کجا قرار دارد و من برای پیشرفت او چه می توانم بکنم؟".

     بر این اساس، معلم در سراسر دوره ی آموزشی میزان یادگیری دانش آموزان را ارزشیابی می کند و این کار به معلم کمک می کند از تمام نقاط قوت و ضعف فعالیت های آموزشی خود آگاه شود. به عبارت دیگر ارزشیابی جزیی از آموزش است و به عمل می آید تا آموزش بهتر صورت گیرد و نه این که آموزش انجام بگیرد تا ارزشیابی به عمل آید.

     اما چه دلایلی منجر  به جایگزینی ارزشیابی توصیفی  به  جای شیوه های سنتی ارزیابی در  دوره دبستان شده است؟ جهت توجه به پاسخ این سئوال لطفا به موارد زیر دقت کنید:

* بهبود در روند یادگیری دانش آموزان

* ایجاد نگرش مطلوب در دانش آموز نسبت به مدرسه    

* افزایش بهداشت روانی در کلاس       

*افزایش اعتماد به نفس در دانش آموزان

*دانش آموز با دیگران مقایسه نمی شود و تنها با عملکردهای گذشته خود مقایسه می شود.

* افزایش روحیه انتقادپذیری در کودکان

* افزایش مشارکت در یادگیری

* رشد مهارت خود اصلاحی و خود تنظیمی در کودک

*شکل گیری و رشد  توانایی نقد در دانش آموز

* بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموز

* خارج شدن از برنامه های کلیشه ای و چارچوبی در تدریس و آموزش

* و به وجودآمدن محیطی توام با آرامش در آموزش

 

با توجه به شیوه نوین در ارزشیابی تحصیلی، پدر و مادرها اغلب نمي دانند به چه صورت و به چه طريق ممكن، در امر آموزش و يادگيري و درس به فرزندان خود كمك كنند. سئوال بسیاری از والدین این است که:

وظیفه آنها چیست؟ آیا ضروری است والدین خودشان را درگیر مسائل درسی فرزندانشان کنند؟ ویا آنکه بهتر است بی اعتنا و بی تفاوت، فرزندانشان را به حال خود رها کنند. در این شیوه ارزشیابی با توجه به نمره دهی مستمر به دانش آموزان بهتر آن است که والدین در طول سال تحصیلی به نکات زیر توجه داشته باشند:

-رعایت نظم و ترتیب یکی از مهم ترین وظایف دانش آموز برای پیشرفت تحصیلی در ارزشیابی توصیفی می باشد. به همین دلیل والدین می توانند با نظارت مستقیم و غیر مستقیم بر عملکرد کودک در انجام تکالیف و رسیدگی به امور درسی به پیشرفت تحصیلی فرزند خود کمک کنند.

-والدین می توانند از فرزند خود بخواهند آنچه را که در کلاس درس آموخته است برای خود یادآوری کند و بتواند به صورت عملی و کاربردی در زندگی روزمره خود به کارببرد (برای مثال به کارگیری آموخته های دروس علوم و ریاضی و نوشتن در زندگی روزانه ).

-والدین می توانند از فرزند خود بخواهند روش های یادگیری خود را توضیح بدهد. این روشها شامل مشاهده، انجام آزمایش ، انجام کار گروهی و مشارکتی و ... می باشد.

-کارنامه دانش آموزان علاوه بر عملکرد درسی، عملکرد اجتماعی و عاطفی و جسمانی - فیزیکی را منعکس می کند. والدین با توجه داشتن به رشد همه جانبه توانمندی های فرزند خود می توانند به پیشرفت و رشد تحصیلی او کمک کنند.

ونکته پایانی آنکه:

-تشویق و ترغیب دانش آموز برای جمع بندی فعالیت های سال تحصیلی خود، می تواند یکی دیگر از همکاری های والدین با معلم باشد. باید توجه داشت که تلاش کودکان همانند موفقیت آنان ارزشمند است و فقط به موفقیت ها امتیاز داده نمی شود بلکه تلاش و پیشرفت نیز امتیاز دارد. پس والدین باید کم ترین تلاش های فرزند خود را مورد تشویق قرار دهند تا انگیزه تلاش های بیشتر در دانش آموز ایجاد شود.

 

منابع:

-یارعلی، جواد (1389). ارزشیابی توصیفی، ابزارها و روش ها. تهران: نشر نوشته.

-حسنی، شهربانو (1390). تاثیر شیوه های ارزشیابی کمی و کیفی بر مهات خواند دانش آموزان، فصلنامه پژوهش های تربیتی. دوره چهاردهم.

-آقازاده، محرم (1390). ابزارهای ارزشیابی توصیفی، فصلنامه آموزش، دوره 15، شماره 4.

-شریفی، حسن پاشا (1381). یادداشت سردبیر ویژه نامه ارزشیابی تحصیلی. فصلنامه تعلیم وتربیت شماره 70- 69.

 

 

[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 22:18 ] [ سعیده رجائیان ]
یکی از مهم ترین مفاهیم مورد توجه روان شناسان، رشد اجتماعی و فرایند جامعه پذیری فرد می باشد. الگوی کامل و صحیح رشد و تحول در انسان که یک حرکت بسیار پیچیده است از تعامل چندین فرایند به وجود می آید. این فرایندها عبارتند از...

1. فرایند زیستی، یعنی تغییرات طبیعی و بدنی

2. فرایندهای شناختی، یعنی تغییرات در تفکر ادراک و زبان

3. فرایندهای اجتماعی که تغییرات در روابط اجتماعی فرد با دیگران، عواطف و شخصیت فرد را در بر می گیرد. به عبارت دیگر منظور از رشد اجتماعی حضور فرد در روابط اجتماعی است به گونه ای که بتواند با افراد جامعه اش هماهنگ و سازگار باشد. هنگامی فرد را «اجتماعی» می خوانیم که نه تنها با دیگران باشد بلکه با آنان همکاری کند. به بیان دیگر جامعه پذیری به آن شکل یادگیری گفته می شود که فرد به سازگاری با جامعه و محیط فرهنگی خویش دست یابد.

     در ابتدا پدر و مادر و محیط کوچک خانواده، سپس گروه همسالان و دیگر افراد جامعه در رشد اجتماعی فرد تأثیر گذارند و از آنجا که روان شناسان بنیاد اجتماعی شدن فرد را در همانندسازی می دانند ، هرچه روابط خانوادگی و گروه های اجتماعی و از جمله معاشرت ها و پیوندهای فامیلی بیش تر شود، این فرایند بهتر شکل خواهد گرفت. روابط اجتماعی مساعد با دیگران به ویژه با اعضای خانواده، کودک را تشویق می کند که به ارتباط با دیگران علاقه پیدا کند و از خود محوری دوری کند و این امر به سازگاری شخصی و اجتماعی مطلوب خواهد انجامید.

     رابطه با خویشان و اقوام در تمامی ادیان آسمانی و نظریات اجتماعی تاکید شده و در اسلام این پدیده تحت عنوان «صله رحم» مطرح شده است و ضرورت آن در روایات و آیات مورد تاکید قرار گرفته است و داشتن روابط خانوادگی و ارتباطات فامیلی تامین کننده سلامت و عافیت تمام امور انسان است. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: خدای تعالی امر می کند به اینکه صله رحم کنید زیرا صله رحم هم زندگی دنیای شما را طولانی تر می کند و هم در آخرت برایتان بهتر است. همچنین فرمودند: پاداش صله رحم سریع ترین پاداش كار خیری است كه به انسان می رسد.

اما صله  رحم و یا حفظ ارتباطات اجتماعی چه نقشی در رشد اجتماعی کودک خواهد داشت؟

1.احساس امنیت: یکی از عوامل مهم در رشد کودک، ایجاد حس اعتماد و اطمینان در اوست. خانواده و مهم تر از آن مادر اولین پایگاهی است که حس امنیت را به کودک منتقل می کند. حفظ ارتباطات و پیوند های خویشاوندی موجب تداوم حس امنیت در کودک خواهد شد. به دنبال ایجاد احساس ایمنی، خوش بینی، سلامت روان و عواطف مثبت در کودک شکل خواهد گرفت.

2.احساس ارزشمندی: دستیابی به حرمت نفس و احساس ارزشمندی در تامین سلامت روان انسان بسیار تاثیر گذار است. حفظ ارتباط با اقوام، دوستان و همسالان، حس اعتماد به نفس، کفایت و توانایی را به فرد القا می کند و حضور کودک در جمع های خانوادگی به تدریج احساس ارزشمندی را در او ایجاد می کند.

     باید توجه داشت در دوره نوجوانی با نظارت بر ارتباطات نوجوان باید زمینه بودن با همسالان و دوستان را فراهم کرد زیرا دوره نوجوانی و ارتباط با همسالان نقش مهمی در شکل گیری هویت فرد دارد. بر این اساس حفظ روابط با همسالان اقوام و فامیل با توجه به شناخت نسبت به آنها درکنار انجام صله رحم به هویت یابی کودک کمک می کند.

3.همانند سازی: اولین تجربه مهم کودک در همانندسازی معمولا با مادر آغاز می شود و با گذشت زمان با افراد دیگر خانواده و نزدیکان نیز مرتبط شده و روابط عاطفی و اجتماعی او گسترش می یابد و از همین راه «خود ایده آل» را بر اساس در هم آمیختن این روابط بخصوص با همانند سازی با والدین و اطرافیان همجنس خود بنا می نهد.

4.کاهش اضطراب اجتماعی و کمرویی: اضطراب اجتماعی نتیجه ای است از احتمال یا وقوع نوعی ارزیابی شخصی در موقعیت های مختلف اجتماعی. به عبارت دیگر فردی که دچار اضطراب اجتماعی می شود هیچ گونه تمایلی به آغاز ارتباط با دیگران ندارد و با احساسی از ترس غیر معقول از هر موقعیتی که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار گیرد، اجتناب می ورزد. والدین به عنوان الگویی برای فرزندان هستند به همین جهت باید شرایط اجتماعی شدن کودک و رشد مهارت های اجتماعی را در فرزند خود فراهم کنند. حفظ روابط خانوادگی و حضور در جمع های مختلف از شکل گیری صفت کمرویی و خجالت در کودک جلوگیری می کند.

5.جلب حمایت اجتماعی: حمایت اجتماعی از طرف دوستان، فامیل، همکاران، همسایگان و آشنایان به صورت حمایت ملموس یا مادی مثل قرض دادن یا مراقبت از کودکان، حمایت اطلاعاتی، ارائه پیشنهادهای سودمند و همفکری کردن و حمایت عاطفی [القای اینکه شخص با ارزش و محترم و لایق مراقبت است] اعمال می گردد. در اسلام توصیه های موکد نسبت به نیکوکاری و احسان، اخوت و الفت و محبت، حسن خلق و ایجاد سرور در مومنین، صله رحم و عیادت از بیماران، ترغیب به جود و بخشش و سخاوت، تاکید بر جماعت و تعامل با دیگران شده است. زمانی که این قبیل رفتارها در الگوی ارتباطی خانواده جای بگیرد کودک از طریق یادگیری مشاهده ای و الگوبرداری این شیوه رفتاری را در زندگی آینده خود پیش می گیرد و از این طریق ارتباطات اجتماعی خود را گسترش می دهد.

 

     و نکته پایانی و مهم آنکه صله رحم و حفظ ارتباطات اجتماعی تضمین کننده تعادل روحی و روانی در انسان است .خویشاوندان و اقوام با ارتباطات خود با یکدیگر به خوبی و شایستگی می توانند با ایجاد فضای صمیمی و گرم بین خود و احترام متقابل به یکدیگر و از طریق همانندسازی، الگو و سرمشق مناسبی برای کودکان، نوجوانان و جوانان خانواده گسترده خویش باشند چرا که بخش مهمی از آنچه شخص یاد می گیرد از طریق تقلید و الگوگیری از دیگران است.

 

 

منابع:

-آموزش و آداب مهارتهای زندگی اسلامی، طرح کرامت، نشر یادمان هنر اندیشه.

-سلطانپور، عقیله (۱۳۹۰). صله رحم "حفظ روابط خویشاوندی و بهداشت روان". روزنامه رسالت، شماره

۲۱.

-صله رحم، ماهنامه آفاق مهر، سال دهم، شماره 49.

-صله رحم و کارآمدی خانواده، مجله راه تربیت، سال چهارم، شماره 9.

 

[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 22:15 ] [ سعیده رجائیان ]

پیوند دادن داستان با تجربه‌های زندگی شخصی کودک یا توضیح واژه‌های تازه برای او و گفتگو درباره کنش و واکنش و احساس شخصیت‌های داستان در این رابطه می تواند کمک‌کننده باشد.

پژوهشی نشان می‌دهد کتاب خواندن برای کودک او را در یادگیری خواندن و نوشتن در مدرسه موفق‌تر می‌کند.

 کودکانی که پدر و مادر با صدای بلند برایشان کتاب می‌خوانند در یادگیری خواندن و نوشتن در مدرسه موفق ‌تر خواهند بود.

افزون بر این با خواندن کتاب برای کودک، او به خواندن علاقه‌مند می‌شود و ممکن است کتابخوانی برایش به شکل عادتی پسندیده درآید که اهمیت آن شاید بیشتر از سریع‌تر آموختن خواندن و نوشتن باشد.

به باور دست اندرکاران این پژوهش، شیوه خواندن کتاب برای کودک و درگیر کردن او با متن در مقایسه با تعداد کتابهایی که برای او می‌خوانند تاثیر بیشتری بر رشد یادگیری خواندن و نوشتن در کودک دارد.

پیوند دادن داستان با تجربه‌های زندگی شخصی کودک یا توضیح واژه‌های تازه برای او و گفتگو درباره کنش و واکنش و احساس شخصیت‌های داستان در این رابطه می تواند کمک‌کننده باشد.

در کنار همه این سودها، گفتگو با کودک درباره تصویرهای کتاب یا مفهوم و داستان آن و پرسش از او درباره احساس و درکش از مطلبی که خوانده بینش کودک نسبت به جهان را بهتر می کند و مهارت‌های اجتماعی او را هم بهبود می بخشد.


[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:44 ] [ سعیده رجائیان ]

چه مدرسه ای ؟

باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که به زبانی ساده تدریس کنند و بگویند خدا خالق زیبایی و سراینده ی عشق ، آفریننده ی ماست .
مهربانی ست که ما را به نکویی ، دانایی ، زیبایی و به خود می خواند .
مدرسه ای که
خود را با عشق ، علم را با احساس، ریاضی را با شعر ، دین را با عرفان ، همه را با تشویق تدریس کند .
مدرسه ای که
لای انگشت کسی قلمی نگذارند ، و نخوانند کسی را حیوان ، و نگویند کسی را کودن .
و معلم
هر روز روح را حاضر و غایب بکند و به جز ایمانش هیچ کس چیزی را حفظ نباید بکند .
مغزها پُر نشود چون انبار ، قلب خالی نشود از احساس .
درس هایی بدهند
که به جای مغز ، دل ها را تسخیر کند.
در کلاس انشا هر کسی حرف دلش را بزند .
زنگ نقاشی تکرار شود
رنگ را در پاییز تعلیم دهند ، قطره را در باران ، موج را در ساحل ، و عبادت در خدمت خلق ، کار را در کندو ، و طبیعت را در جنگل .
مشق شب
این باشد که شبی چند بار ، همه تکرار کنیم : عدل ، آزادی ، قانون ، شادی و ... .
امتحانی بشود
که بسنجد ما را ، تا بفهمیم چقدر عاشق و آگه و آدم شده ایم .

بازهمراه شما مدرسه ای می سازیم،که درآن آخروقت به زبان ساده، شعر تدریس کنندوبگویندکه تافرداصبح

 « خالق عشق نگهدار شما »

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:31 ] [ سعیده رجائیان ]

نقاشی

نقاشی فعالیتی آشنا و عادی است که بر رشد ذهنی بچه ها تأثیر زیادی دارد . کودکان به نقاشی علاقه دارند و با هرچه در دسترس شان باشد ، طرح هایی می کشند که متناسب با سن و روحیه ی آن هاست . این طرح ها به مرور و با رشد کودک ، کامل تر می شوند و برای ما ، مفهوم روشن تری پیدا می کنند . یک جنبه ی کشیدن نقاشی ، بازی و سرگرمی و جنبه ی دیگر آن ، رشد و تکامل ذهن و پیشرفت توانایی است .

لذت نقاشی کردن و ساختن چیزی ، برای کودک به معنای مفید ، سازنده ، توانا و مبتکر بودن است و تأثیر مهمی بر ذهن او می گذارد ؛ به همین دلیل ، در فعالیت هایی چون نقاشی به هیچ وجه نباید از الگو یا مدل استفاده کرد . بچه ها باید آزادانه در مورد موضوع فکر کنند و ایده ی خود را در حدّ توانایی شان اجرا کنند تا از درون ارضا شوند . با توجه به این دیدگاه ، نقاشی کودکان جنبه ی تربیتی دارد نه آموزشی .

امروزه در روش آموزش به شیوه ی غیرمستقیم ، ارائه ی الگو یا آموزش طراحی و نقاشی معنایی ندارد ؛ زیرا ارائه ی الگو یا مدل نقاشی و تحمیل معیارها و تصاویر و آثار بزرگ سالان ، مانع رشد شخصیت و خلاقیت فردی کودکان می شود . برعکس ، در روش جدید ، پس از ایجاد انگیزه برای فعالیت ، کودک می تواند در فضایی صمیمی ، آزادانه ایده های شخصی خود را نقاشی کند و مورد تأیید و تشویق قرار گیرد . بر اساس این روش ، کودک نه مجبور می شود از مدل خاصی تقلید کند و نه به حال خود واگذاشته می شود که فقط به تفریح و بازی بپردازد بلکه فرصت پیدا می کند که تصاویر ذهنی منحصر به فرد خود را بکشد و توانایی های خویش را پیشرفت دهد . حتی اگر موضوع نقاشی مشخصی وجود داشته باشد ، کودک در ترسیم و رنگ آمیزی آن آزاد است . او از این طریق با دنیای درون خود آشنا می شود و شخصیت و فردیتش اهمیت و ارزش پیدا   می کند .

 

در پایه های اوّل ، دوم و سوم ، ذهن کودکان در ایجاد تصاویر شخصی خلّاق است ؛ از این رو ، معیار سنجش موفقیت معلم در ارائه ی روش صحیح کار این است که کودکان از یک موضوع ، تصاویر متنوعی بسازند . اگر هر یک از آنان خانه ، زنبور ، درخت ، گل ، فیل ، ماهی و ... ذهنی خود را بکشد ، مشخص می شود که مدل یا سلیقه ی خاصی به آن ها تحمیل نشده است ؛ یعنی ، معلم آنان را آزاد گذاشته و به سوی تصاویر درونی هدایت کرده است .

ارائه ی روش های نامناسب ، تحمیل برنامه ها به کودک و تحقیر او یا آثارش ، علاقه و اشتیاق وی را به نقاشی از بین می برد ؛ به این ترتیب ، کودک نه تنها یکی از لذت های بزرگ زندگی را از دست می دهد بلکه یکی از راه های اساسی او برای بیان احساسات و افکارش مسدود می شود و امکان بروز خلاقیت از او سلب می گردد .

بنابراین در هیچ شرایطی برای کودکان شکلی نکشید ، رنگ انتخاب نکنید ، الگو یا مدل نقاشی ارائه ندهید بلکه تنها به آن ها کمک کنید تا تصویرهای ذهنی جالب و تازه ای بکشند و آن ها را رنگ آمیزی کنند تا خلاقیتشان پرورش یابد .

ویژگی های نقاشی های کودکان در پایه های اول و دوم

1- شکل های آن ها اغلب با شکل های دانش آموزان پایه های بالاتر متفاوت است .

2- شکل هایی را که در کشیدن آن ها مهارت دارند ، به طور مرتب در کارهایشان تکرار می کنند .

3- برای کشیدن انسان ، خانه ، درخت ، پرنده یا ماشین ، شکل های زیادی اختراع می کنند .

4- اشیاء را همان طور که می شناسند و احساس می کنند ، می کشند ( برای مثال ، آسمان در بالای صفحه قرار می گیرد ، خورشید تقریباً در همه ی کارها به چشم می خورد و خط های راه آهن هیچ گاه به هم نزدیک نمی شوند ) .

5- اشیائی را که به نظر آن ها مهم تر است یا شناخت بیشتری از آن ها دارند ، بزرگ تر می کشند و آن چه کوچک کشیده شده یا حذف می شود ، به نظر آن ها مهم یا لازم نیست .

6- اشیاء یا اجزای تصویر را طوری در صفحه قرار می دهند که گویی همه روی یک خط قرار گرفته اند ؛ این خط ، گاهی در لبه ی پایین کاغذ و گاهی کمی بالاتر از آن کشیده می شود .

7- در کارها از شکل های هندسی ای که می شناسند ، استفاده می کنند .

8- از یک شکل هندسی برای نشان دادن چندین موضوع استفاده می کنند ( برای مثال ، با استفاده از دایره ، خورشید ، گل ، سرانسان یا حیوان ، میز ، سیب ، لامپ و ... می کشند ) .

9- آن چه را می کشند ، ساده می کنند و به جزئیات نمی پردازند .

10- در رنگ آمیزی ، همیشه از واقعیت تقلید نمی کنند بلکه بیشتر رنگ های ذهنی و احساس شخصی خود را برای اشیاء یا موجودات به کار می برند .

ویژگی های نقاشی های کودکان در پایه ی سوم

1- شکل های ذهنی خود را مرتب در کارها تکرار می کنند .

2- نقاشی خود را با هدف و آگاهانه شروع می کنند و می توانند از زمان شروع ، اجزای مختلف موضوع را در ذهن تجسم کنند .

3- آن ها در این پایه توانایی تمرکز بیش تر در مدت طولانی را دارند .

4- از شکل های هندسی که می شناسند ، در نقاشی ها استفاده می کنند .

5- از یک شکل هندسی برای نشان دادن چندین موضوع استفاده می کنند ( برای مثال استفاده از دایره برای کشیدن خورشید ، گل و ... )

6- میان شکل ها و نقش ها هماهنگی بیشتری ایجاد می کنند که کار آن ها را با دانش آموزان پایه های قبلی متفاوت می سازد .

7- با روی هم قرار دادن یا جلوی هم گذاشتن اشیاء یا موجودات ، فضا را نشان می دهند و احساس دوری و نزدیکی را به وجود می آورند .

8- به تدریج ، موضوعات را کامل تر و با جزئیات بیشتر نشان می دهند .

9- در رنگ آمیزی ، همیشه از واقعیت تقلید نمی کنند بلکه از رنگ های ذهنی هم برای بیان احساس خود در مورد اشیاء یا موجودات استفاده می کنند .

10- اغلب ، روش های جدید را هنگام نقاشی تجربه می کنند . آن ها گاهی توانایی اجرای افکار خود را ندارند ؛ برای مثال ، سعی می کنند حرکت را در نقاشی نشان دهند اما توانایی کافی برای انجام دادن این کار ندارند .

11- علاوه بر پیشرفت های ذهنی و جسمی ، در ارزیابی کار خود و دیگران هم پیشرفت می کنند اما به تشویق نیاز دارند .

 

جدول فعالیت های یادگیری نقاشی

ردیف

عنوان

پایه ی اول

پایه ی دوم

پایه ی سوم

1

پیدا کردن نقاشی های اتفاقی

یافتن تصویر از یک مجموعه خط خطی

یافتن تصویر از یک مجموعه ی خط خطی

یافتن تصویر از میان مجموعه لکه های رنگین

2

نقاشی با موضوع معین

نقاشی از موضوع تک عنصر ( طبیعی ، مصنوعی )

نقاشی از موضوع مجموعه ای از عناصر ( طبیعی ، مصنوعی )

نقاشی از مراحل رشد یا فرایند انجام گرفتن عمل ( رشد گیاهان یا جانوران ، تهیه عسل ، سفر ، گردش فصل ها )

3

نقاشی با موضوع آزاد

نقاشی دل خواه

نقاشی دل خواه

نقاشی دل خواه

4

نقاشی برای قصه

نقاشی برای قصه های مناسب پایه ی اول

نقاشی برای قصه های مناسب پایه ی دوم

نقاشی برای قصه های مناسب پایه ی سوم

5

کامل کردن نقاشی های نیمه تمام

توافق و همکاری گروه دو نفری برای انتخاب موضوع و کشیدن نیمی از آن و تکمیل آن توسط دیگری

توافق و همکاری گروه دو نفری برای انتخاب موضوع و کشیدن نیمی از نقاشی ، چسباندن دو نیمه به هم و کامل کردن آن

توافق و همکاری گروه دو نفری برای انتخاب دو علامت و تکمیل کردن آن ها به صورت نقاشی

6

چاپ

استفاده از چاپ انگشتی برای ایجاد نقش تک نقاشی با چاپ انگشتی

چاپ از عناصر نقش دار ( طبیعی و مصنوعی )

نقاشی با استفاده از چاپ با مواد طبیعی و مصنوعی

 

پیدا کردن نقش های اتفاقی

 

مراحل اجرا

1- نقش اتفاقی را روی زمینه ایجاد کنند .   

2- پس از آماده شدن نقش های اتفاقی ، صفحه را در جهت های مختلف بچرخانند و شکل ها را به دقت ببینند . سعی کنند شکل های آشنا را از میان نقش ها پیدا کنند .

3- پس از یافتن هر شکل ، با ابزار و وسایل در دسترس ، آن را تکمیل و رنگ آمیزی کنند .

4- نقاشی ها را به نمایش بگذارند .

5- در مورد کارها گفت و گو کنند .

2- نقاشی با موضوع معین

مراحل اجرا

1- با توجه به موضوعات مناسب هر پایه طرح چند سؤال ، به موضوعات دل خواه دانش آموزان پی ببرید .

2- به کمک آن ها ، یک موضوع مناسب را انتخاب کنید .

3- با دانش آموزان در مورد ویژگی های موضوع گفت و گو کنید تا بتوانند آن را تجسم کنند .

4- به هر روش ممکن ، شناخت دانش آموزان را از موضوع ، توسعه دهید .

5- از دانش آموزان بخواهید طرح مورد نظر خود را با مداد رنگی روی کاغذ بکشند .

6- هنگام مشاهده ی فرایند کار بچه ها ، در صورت نیاز آن ها را در مورد کشیدن شکل ها ، پر کردن زمینه ی نقاشی ، توجه به جزئیات موضوع و ... راهنمایی کنید .

7- از دانش آموزان بخواهید موضوع خود را کامل کرده و آن را به طور دل خواه رنگ آمیزی کنند .

8- آن گاه نقاشی های تمام شده را به نمایش بگذارند .

9- در مورد نقاشی های ارائه شده ، گفت و گو کنند .

 

جدول موضوعات پیشنهادی

نقاشی با موضوع معیّن

پایه ی اول

پایه ی دوم

پایه ی سوم

گل ، میوه ، حیوان مورد علاقه ، صورت انسان ، بدن انسان ، شی ء مورد علاقه ی کودک ، ... موضوعات اجتماعی یا مناسبت های مختلف مانند روز مادر ، روز پدر ، سفره ی هفت سین ، شب یلدا و ...

 

گلدان گل ، باغ گل ، مغازه ی گل فروشی ، ظرف میوه ، باغ میوه ، مغازه ی میوه فروشی ، حیوان مورد علاقه با خانواده اش ، باغ وحش ، جنگل ، مزرعه ، معرفی شغل های مختلف مثل نجار و کفاش ، آشنایی با زندگی مشاهیر و بزرگان ، موضوعات اجتماعی یا مناسبت ها مانند نذری دادن ، زیارت ، گردش در پارک و ...

مراحل رشد گل ها و گیاهان ، تغییر فصل ها ، زندگی دسته جمعی حیوانات مانند پرندگان ، مورچه ، زنبورها ( نحوه ی زندگی ، لانه سازی ، روش تهیه ی عسل ، ... ) ، زندگی در زیر دریا و ...

صف اتوبوس ، فرودگاه ، سفر با کشتی ، ایستگاه قطار ، مسابقات ورزشی مانند شنا ، فوتبال ، دوچرخه سواری ، قایق رانی ، کوه نوردی و ...

آشنایی با ساختمان های قدیمی ، بازارهای سنتی ، مساجد ، امامزاده ها ، موضوعات اجتماعی یا مناسبت ها مانند روز درخت کاری ، روز معلم و ...

 

 3- نقاشی با موضوع آزاد

مراحل اجرا

1- هر یک از دانش آموزان ، موضوع دل خواه خود را انتخاب کند .

2- در مورد موضوع خود فکر کند ، آن را در ذهن تجسم کند و اگر دوست دارد ، در مورد آن با دیگران به گفت و گو بپردازد .

3- دانش آموزان وسایل مورد نظر را انتخاب و طرح کار را اجرا کنند .

4- پس از تکمیل طرح ، آن را با ابزار دل خواه رنگ آمیزی کنند .

5- در ادامه نیز کارهایشان را به نمایش بگذارند .

6- در مورد کارها گفت و گو کنند .

فعالیت یادگیری و روش اجرای آن در سه پایه ی اول ، دوم و سوم ، یکسان است .

4- نقاشی برای قصه

مراحل اجرا

1- قصه یا خاطره ای را که دانش آموزان در جلسه ی قبل شنیده اند ، بر ایشان یادآوری کنید تا آن را در خیال خود مجسم کرده و یک صحنه را برای نقاشی انتخاب کنند .

2- از دانش آموزان بخواهید طرح صحنه ی دل خواه را با مداد رنگی و با اجزای بزرگ روی کاغذ بکشند .

3- با مشاهده ی فرایند کار ، دانش آموزان را در مورد کشیدن شکل ها ، توجه به جزئیات موضوع و پر کردن زمینه ی نقاشی با هر چه در فضای اطراف وجود دارد ، راهنمایی کنید .

4- از دانش آموزان بخواهید پس از تکمیل طرح ، قسمت های مختلف آن را رنگ آمیزی کنند .

5- نقاشی های تمام شده را به نمایش بگذارند .

6- در مورد نقاشی های ارائه شده ، گفت و گو کنند .

جدول موضوعات پیشنهادی

نقاشی برای قفسه

پایه ی اول

پایه ی دوم

پایه ی سوم

قصه های بومی یا محلی هر منطقه ، قصه های کتاب های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گروه سنی (ب) ، کتاب های انتشارات مدرسه ، داستان های کتاب درسی ، قصه ی پیرزن و کدوی قلقله زن .

قصه های بومی یا محلی هر منطقه ، قصه های کتاب های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گروه سنی (ب) ، کتاب های انتشارات مدرسه ، داستان های کتاب درسی ، قصه ی روباه و زاغ ، قصه ی چوپان دروغ گو و ...

قصه های بومی یا محلی هر منطقه ، قصه های کتاب های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گروه سنی (ب) ، کتاب های انتشارات مدرسه ، داستان های کتاب درسی ، قصص قرآن و ... .

 

5- کامل کردن نقاشی های ناتمام

مراحل اجرا در پایه ی اول :

1- دانش آموزان به گروه های دو نفره تقسیم می شوند .

2- هر گروه ، موضوع دل خواه خود را پس از هم فکری انتخاب می کند .

3- اعضای گروه در مورد موضوع انتخابی گفت و گو می کنند .

4- اعضای گروه ، اطلاعات و مشاهدات خود را با یک دیگر در میان می گذارند .

5- اعضای گروه درباره ی این که ابتدا کدام بخش موضوع را بکشند ، توافق می کنند .

6- هر دو عضو گروه ، به طور هم زمان بخش توافق شده را روی کاغذهای جداگانه می کشند و رنگ آمیزی می کنند .

7- سپس با توافق یکدیگر ، نقاشی نیمه تمام را با هم گروه خویش عوض می کنند .

8- هر دانش آموز نقاشی ناتمام هم گروهی خود را کامل و رنگ آمیزی می کند و شکل های دل خواه خود را متناسب با موضوع ، به آن اضافه می کند . به این ترتیب ، نقاشی کامل اجرا می شود که هر یک از اعضای گروه ، نیمی از آن را کشیده است .

9- گروه ها نقاشی ها را به نمایش می گذارند .

10- در مورد نقاشی ها و جنبه های مثبت کار گروهی گفت و گو می کنند .

11- هر یک از اعضای گروه ، نقاشی هم گروه خود را به خانه می برد .

فعالیت یادگیری در پایه ی دوم :

در پایه دوم بند 7 اجرا نمی شود . اعضای گروه درباره ی انتخاب موضوع ، نحوه ی کشیدن ، رنگ آمیزی و تقسیم کار با هم گفت و گو می کنند . آن ها در مورد صحنه ی خاصی توافق می کنند و آن گاه هر یک جداگانه ، موضوع را در تمام صفحه ی خود طراحی می کند . سپس ، دو نقاشی را طوری به هم می چسبانند که بین آن ها ارتباط مناسبی ایجاد شود . این مراحل ، کمتر از نصف زمان تعیین شده برای این برنامه را می گیرد . اعضای گروه در مورد ارتباط اجزای تصویر گفت و گو کرده و به کمک هم ، با اضافه کردن یا تغییر دادن بعضی از قسمت ها ، ارتباط میان دو نقاشی را تقویت می کنند . ممکن است در مرز مشترک میان دو نقاشی ، اجزای جدیدی اضافه شود تا رابطه ی بهتری میان آن ها به وجود آید . در پایان ، اعضای گروه با توافق و کمک هم نقاشی  را رنگ آمیزی می کنند .

فعالیت یادگیری در پایه ی سوم :

در پایه ی سوم بند 7 و 8 اجرا نمی شود اعضای گروه روی موضوع خاصی توافق نمی کنند بلکه دو شکل یا علامت ساده را انتخاب می کنند . آن گاه نمونه های انتخاب شده را روی دو کاغذ جداگانه ، مشابه هم اجرا می کنند . هر کدام از علامت های روی کاغذ باید به شکلی آشنا تبدیل شود ؛ به نحوی که هر دو نقش کامل شده از نظر موضوعی با هم ارتباط داشته باشند . دانش آموزان می توانند هنگام تکمیل کار خویش ، به دل خواه ، اجزای دیگر را به نقاشی اضافه کنند تا موضوع کامل شود . در مراحل اجرا ، اعضای گروه ضمن هم فکری با یک دیگر ، ایجاد هماهنگی برای به ثمر رساندن کار را تجربه می کنند و می آموزند که بین اجزای جدا از هم ، ارتباط ایجاد کنند .

6- چاپ

فعالیت های یادگیری پایه ی اول

1-6- چاپ انگشتی با آب رنگ

مراحل اجرا

1- دانش آموزان وسایل کار را آماده کنند .

2- سرانگشت خود را خیس کنند و روی یک قرص رنگین آب رنگ فشار دهند تا رنگی شود . در این فعالیت ، از همه ی انگشت ها می توان استفاده کرد .

3- روی کاغذ یا مقوا ، تعدادی اثر انگشت در جهات مختلف با رنگ های متنوع ایجاد کنند .

برای تغییر رنگ ، نوک انگشت خود را با پارچه پاک کرده ، دوباره خیس کنند و در رنگ جدید بگذارند .

4- وسایل و سر انگشت خود را تمیز کنند .

5- با دقت به این اثر انگشت ها نگاه کنند و بگویند هر کدام شبیه چه شکلی است .

6- پس از خشک شدن اثر انگشت ها ، هر یک از آن ها را با مداد رنگی به صورت شکلی آشنا تکمیل کنند .

7- پس از تکمیل همه ی اثر انگشت ها ، کارها را به نمایش بگذارند .

8- درباره ی این برنامه و نقاشی ها گفت و گو کنند .

2-6- چاپ انگشتی با گواش

مراحل اجرا

1- دانش آموزان وسایل کار را آماده کنند .

2- موضوع خاصی را انتخاب کنند .

3- مقدار کمی رنگ در سینی یا ظرف تخت مناسبی بگذارند .

4- سر انگشت خیس خود را با گواش رنگین کرده و موضوع مورد نظر را با چاپ انگشتی نقاشی کنند .

5- پس از خشک شدن نقاشی ها ، آن ها را به نمایش بگذارند .

6- درباره ی کارها گفت و گو کنند .

فعالیت های یادگیری پایه ی دوم :

3-6- چاپ با استفاده از عناصر طبیعت :

نقوش طبیعی انواع برگ ها ، میوه ها ، سبزیجات ، سنگ ها ، .... را می توان روی آن بمالید و یا با استفاده از قلم مو ، اسفنج یا وسایل دیگر ، سطح نمونه را رنگین کنند و از آنها روی زمینه ی مناسب چاپ کرد . در این برنامه با جمع آوری برگ ها ، سنگ ها و ... از طبیعت و تهیه ی میوه یا سبزی ، می توان طرح های متنوعی ایجاد کرد .

مراحل اجرا

1- وسایل کار را آماده کنند .

2- مواد طبیعی در دسترس را برای چاپ آماده کنند ( بعضی از این مواد مانند میوه ها یا سبزی ها را باید برش داد تا بتوان از سطح مقطع آن برای چاپ استفاده کرد ) .

3- نمونه ها را رنگ آمیزی کنند ( رنگ را روی سینی پهن کنند تا سطح مقطع نمونه ها را روی زمینه ، چاپ بگیرند . کودکان به دل خواه می توانند از نمونه ها چاپ بگیرند . تعداد نمونه ها ، رنگ ها و نحوه ی پخش نقوش روی زمینه ، به انتخاب دانش آموز است .

4- پس از خشک شدن نقاشی ها ، کارها را به نمایش بگذارند .

5- درباره ی کارها گفت و گو کنند .

4-6- چاپ با استفاده از اشیای نقش دار :

دانش آموزان با توجه به اشیای موجود در محیط اطراف خویش ، آن چه را می توان به صورت مهر به کار گرفت و با آن ، نقوش متنوعی ایجاد کرد ، جمع آوری می کنند و به کلاس می آورند . به این ترتیب ، آن ها ویژگی جدیدی را از اشیای اطراف خود کشف می کنند .

مراحل اجرا

1- دانش آموزان وسایل کار را آماده کنند ( برای رنگین کردن نمونه ها ، رنگ را روی سینی پهن کنند ) .

2- وسایل جمع آوری شده مانند کلید ، سنجاق قفلی ، درِ خمیردندان ، ته استکان ، گیره ی کاغذ ، سکه و ... را آماده کنند ( معلم قبلاً با نشان دادن نمونه های مناسب مانند دکمه ، کلید ، ... توجه کودکان را به جست وجو در میان اشیاء ، به خصوص دور ریختنی هایی که برای چاپ مناسب اند ، جلب می کند ) .

3- پس از رنگ آمیزی یک یا چند نمونه ، از سطح مقطع آن ها چاپ بگیرند . رنگ آمیزی بعضی از این اشیاء به دلیل نوع جنس آن ها مشکل است . برای این کار ، گواش غلیظ ( بدون ترکیب با آب ) مناسب تر به نظر می رسد . نحوه ی پخش نقوش و تعداد نقش هایی که روی صفحه ایجاد می شود ، به دل خواه دانش آموز است .

4- پس از خشک شدن نقاشی ها ، کارها را به نمایش بگذارند .

5- درباره ی کارها گفت و گو کنند .

فعالیت های یادگیری پایه سوم :

5-6- کامل کردن نقاشی با چاپ :

مراحل اجرا

1- دانش آموزان طرح آماده ی خود را همراه بیاورند . 

2- وسایل کار را آماده کنند .

3- به کمک مهرهای آماده ی دل خواه ، نقوش مناسب برای قسمت های مختلف کار را ایجاد کنند .

4- پس از خشک شدن نقاشی ، در صورت لزوم با استفاده از مداد رنگی نقش های ظریف را کامل کنند .

5- کارها را به نمایش بگذارند .

6- درباره ی کارها گفت و گو کنند .

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:29 ] [ سعیده رجائیان ]

·        پوشاک کهنه را بپوش و کتاب تازه را بخر!

·        فرزندان ما به هدايت و محبت ، بسيار بيشتر از دستورالعمل هاي آموزشي نياز دارند.

·        هنگامي که مي کوشيم همه چيز را درباره ي زندگي به کودکان بياموزيم ، آن ها چيستي زندگي را به ما مي آموزند.

·        چه قدر شگفت انگيز است اين زمان ! زماني که کودک در مي يابد مي تواند واژه هاي چاپ شده را بخواند!

·        ما نگرانيم که فرزندمان در آينده چه سرنوشتي پيدا مي کند ، اما فراموش مي کنيم که او موجودي است که امروز هم وجود دارد.

·        بچه ها در آغوش پدر و مادر کتاب خوان مي شوند!

·        کودکان هنگامي گام به دنياي بزرگ سالي مي نهند که براي آن چه مي پرسند پاسخي باشد.

·        کودکان نه آينده اي دارند و نه گذشته اي .آن ها از اکنون لذت مي برند .کاري که کم تر بزرگ سالي انجام مي دهد!

·        جهان به شمار کودکاني که هر لحظه در آن گام مي گذارند تازه است !

·        ما به جاي آن که به فرزندمان مسأله اي براي حل کردن بدهيم ، پاسخي براي به خاطر سپردن پيش رويشان مي گذاريم.

·        بالاترين کوشش ما بايد پروراندن انسان هاي آزاد و توانايي باشد که مي توانند راه و هدف زندگي خود را تعيين کرده و آن را ابراز کنند.

·        کودک به ياري يک بزرگسال ، نيازمند است تا احساس شگفتي را با او سهيم شود ، لذت و شوق اين شگفتي را همراه با او بارها و بارها تجربه کند و راز جهاني را که در آن زندگي مي کند دريابد . چنين کودکي مي تواند احساس شگفتي را همواره در وجود خود زنده نگه دار.

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:26 ] [ سعیده رجائیان ]

براي تدريس عدد نويسي مي توان از روش هاي مختلفي استفاده كرد كه بستگي به خلاقيت معلم هم دارد. در كلاس اول دانش آموزان با مكان هاي عددي يكان و دهگان آشنا مي شوند . راستي تا به حال شده كه دانش آموزي در كلاس اول از شما بپرسد : « چرا 2 را در يك جا بيست مي خوانيم و در يك جا دو ؟ » در اين جا شك نكنيد كه در شناساندن مفهوم ارزش مكاني به بچه ها تلاش زيادي نكرده ايد و بايد بيشتر تلاش كنيد. به روش هاي بهتري فكر كنيد كه مي توان به وسيله ي آن به هدف رسيد .

 مثلاً تشبيه جدول به خانه هايي كه هر كدام براي يك خانواده است به نام هاي يكان و دهگان ، كه فقط يكي ها حق دارند داخل خانه ي يكي ها شوند و ده تايي ها حق ورود به خانه ي يكي ها را ندارند . چگونه خوانده مي شوند ؟! هر عدد با توجه به اسم خانه اش خوانده مي شود .همان طور كه هر كس با نام فاميلي خودش شناخته مي شود . اگر عددي وارد خانه ي ده تايي ها شد ، بايد با توجه به اسم خانه اش با دسته هاي ده تايي خوانده شود . 3 ده تايي مي شود سي .پس 3 را در خانه ي ده تايي ها 3 نمي خوانيم ، چون 3 ده تايي مي شود 30 و.....

شناختن ارزش مكاني هر عدد به دانش آموزان شناخت بيشتري خواهد داد كه بدانند چرا بايد عددي را هزار و عددي را ميليون و....خواند و اگر اين تلاش در كلاس اول به خوبي صورت پذيرفته باشد ، در كلاس هاي بعدي كار براي ما آسان تر خواهد بود .

از تلاش براي ارضاي حس ّ كنجكاوي كودكان دست برنداريد.همواره تلاش كنيد تا بچه ها ، خودشان جواب را كشف كنند .هميشه اين را گفته ام و به آن اعتقاد دارم كه لذّت اكتشاف را از كودكان نگيريد .

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:24 ] [ سعیده رجائیان ]

اكثر مردم در مورد شغل معلمي اين طور اظهار نظر مي كنند كه :"  چه شغل خوبي ! سه ماه تعطيلي هم دارد . ...."  به نظر مي رسد كه تعطيلات تابستان  ، براي معلمان فقط براي گردش و استراحت برنامه ريزي شده و مدرسه و تعليم به كلي فراموش مي شود .البته حتماً اين موارد هم در نظر گرفته خواهد شد .اما براي سه ماه ؟!!! .... مي توان بهترين بهره را از اين تعطيلات برد و پله هايي از موفقيت را طي كرد . شايد هم هدف از تعطيلات همين است .

1-    كارهاي سال تحصيليي را كه پشت سر گذاشته ايد را جمع بندي كنيد . ببينيد چه كارهاي مفيدي انجام داده ايد .اشكالات شما چه بوده است .در چند مورد به عنوان هاي درسي پرداخته ايد و چند مورد به موارد تربيتي .پيشرفت داشته ايد ؟ توانسته ايد در زمينه ي مشكلي كه در كلاستان وجود داشته پژوهشي انجام دهيد .....جمع بندي كارها و ديدن كارهاي مثبت به نشاط روحي شما مي افزايد و احساس رضايت شغلي را در شما به وجود مي آورد.

2-    اگر در توان شما هست و يا محيط كاري اين اجازه را به شما مي دهد ، حتما فعاليت هاي خود را در طي يك سال تحصيلي ليست كرده و به مدير مدرسه و والدين ارائه دهيد . شايد كارهاي مثبت شما در طول سال تحصيلي به چشم نيايد ، ولي با ارائه ي يك ليست ،مورد ارزيابي قرار خواهيد گرفت .چه بهتر كه اين كار، با معرفي كارهايتان از طرف خودتان انجام گيرد .

3-    از خودتان بپرسيد : " من در چه موضوعي اطلاعات كمتري داشتم و يا چه روشي را مي توانستم در كلاس بهتر اجرا كنم و بدون برنامه ريزي فرصت اين كار از دستم رفت ؟ " در اين مورد بيشتر تلاش كنيد تا بتوانيد در مورد روش هاي نوين تدريس اطلاعات بيشتري جمع آوري كنيد و يا حتي وسايل كمك آموزشي جديد تهيه كنيد . آماده بودن از قبل براي وارد شدن به كلاس درس لذت بخش نيست ؟

4-    براي چه گروه سني تدريس مي كنيد ؟ با نظريه هاي روانشناسي جديد آشنا شويد .از كلاس هاي مشاوره بهره مند شويد . با روش هاي مقابله و برخورد با رفتار دانش آموزانتان چه مثبت و چه منفي آشنا شويد .همه ي اين توانمندي ها اعتماد به نفس شما را بالا خواهد برد .

5-    به دنبال مطالعه و تحقيق در زمينه ي مقطع تحصيلي خود باشيد . سه ماه فرصت كمي براي اين منظور نيست . اينترنت، مجلات آموزشي و .... كمك بزرگي در اين زمينه است .

6-    سعي كنيد به دنبال مكان هايي مثل آزمايشگاهها و مراكز پژوهشي باشيد.آن ها را شناسايي كنيد و در مورد نحوه ي همكاري ان ها با ديگر مراكز آموزشي آشنايي لازم را به دست آوريد . به هنگام تدريس فرصت هاي آموزشي زيادي به دست مي آيد كه آشنايي شما با اين مكان ها تصميم گيري را براي شما آسان خواهد كرد .

7-    خلاصه اين كه دست روي دست گذاشتن و به فكر اين بودن كه حتما كسي بايد امكانات لازم را در اختيار شما قرار دهد و بعد شما شروع به كار كنيد ، نه تنها وقت شما را به هدر خواهد داد ، بلكه لذت و شادي اين لحظه ها را هم از دست خواهيد داد و تأسف بر عمر رفته نتيجه اي مطلوب عايد شما نخواهد كرد .

تعطيلات خوش بگذره ...................

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:22 ] [ سعیده رجائیان ]
رياضي را بلند بخوانيد .
دانشمندان اسپانيايي با انجام بررسي هايي دريافتند كه اگر مسأله هاي رياضي را با صداي بلند بخوانيم آسان تر حل مي شوند و اگر تكاليف دشوار رياضي با صداي بلند خوانده شوند مي توان به راه حل صحيح آن ها به روشي ساده تر دست يافت و فكركردن با صداي بلند به حل سريع تر مسأله هاي رياضي كمك مي كند .
هم چنين اين دانشمندان مشاهده كردند كشيدن شكل هاي مرتبط با مسأله هاي رياضي مي تواند براي يافتن راه حل درست مفيد باشد ،زيرا اين شكل ها در واقع نمادي گرافيكي از مسأله هستند .نتايج اين تحقيقات تأييد مي كند كه نمادها نقش مهمي در فكر كردن به رياضي ايفا مي كنند و به درك بهتر مفاهيم رياضي كمك كرده و با تحريك فكر ، آن را براي رسيدن به راه حل مسائل ياري مي دهند .

 ارتباط مستقيم رفتار كودكان  با ميزان خواب
بر اساس مطالعات دانشمندان ،كودكاني كه در طول شب از خواب كافي و خوب برخوردارند ،كم تر دچار بيش فعالي مي شوند .هر چند كودكاني كه كمبود خواب دارند ،ممكن است خستگي در ظاهرشان ديده نشود ،اما كم خوابي تأثير بدي در رفتارهاي آن ها به وجود مي آورد .
تحقيقات محققان روي 280 كودك كه كمتر از 8 ساعت مي خوابند نشان مي دهد  كه آن ها علائم بيش فعالي و اختلال كمبود تمركز دارند .
كمبود خواب كافي به مدت طولاني يكي از مشكلات افراد بالغ است كه مي تواند پيامدهاي بدي در زندگي روزمره شان به وجود آورد .علاوه بر بزرگسالان ،يك سوم كودكان نيز خواب كافي ندارند .

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:21 ] [ سعیده رجائیان ]
بچه ي شيطان

روزي رئيس يک شرکت بزرگ به دليل يک مشکل اساسي در رابطه با يکي از کامپيوترهاي اصلي مجبور شد با منزل يکي از کامندانش تماس بگيرد .بنابراين ،شماره ي منزل او را گرفت .کودکي به تلفن جواب داد و نجواکنان گفت :

" سلام "       رئيس پرسيد : " بابا خونه اس ؟"

  صداي کوچک نجواکنان گفت : " بله "  

 - مي توانم با او صحبت کنم ؟                کودک خيلي آهسته گفت : " نه "

 رئيس که خيلي متعجب شده بود و مي خواست هر چه سريع تر با يک بزرگسال صحبت کند ، گفت :

" مامانت اونجاس ؟"                    - بله      - مي توانم با او صحبت کنم ؟  

 دوباره صداي کوچک گفت : " نه " 

 رئيس به اميد اين که شخص ديگري در ا« جا باشد که او بتواند حداقل يک پيغام بگذارد پرسيد : " آيا کس ديگري آن جا هست ؟ "  

 کودک زمزمه کنان پاسخ داد  : " بله ، يک پليس "

رئيس که گيج و حيران مانده بود که يک پليس در منزل کارمندش چه مي کند ، پرسيد : " آيا مي توانم با پليس صحبت کنم ؟ "

کودک خيلي آهسته پاسخ داد : " نه ، او مشغول است . "

-         مشغول چه کاري است ؟

کودک همان طور آهسته باز جواب داد : " مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان "

رئيس که نگران شده بود و حتي نگراني اش با شنيدن صداي هليکوپتري ار آن طرف گوشي به دلشوره تبديل شده بود پرسيد : " آن جا چه خبر است ؟ "

کودک با همان صداي بسيار آهسته که حالا ترس آميخته به احترامي در آن موج مي زد پاسخ داد : گروه جست و جو همين الان از هلي کوپتر پياده شدند  ."

رئيس که زنگ خطر در گوشش به صدا در آمده بود ، نگران و حتي کمي لرزان پرسيد : " آن ها دنبال چي مي گردند ؟ "

کودک که همچنان با صدايي بسيار آهسته و نجوا کنان صحبت مي کرد با خنده ي ريزي پاسخ داد :

  " من " .

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:19 ] [ سعیده رجائیان ]
چگونه مي توان حل مسئله را به شيوه ي مؤثر تري آموزش داد ؟

از آن جا که آموزش و همين طور يادگيري حل مسئله کار دشواري است ، محققان در سال هاي اخير توجه بسيار ي به آن معطوف داشته اند  .کارهاي آنان بر تعيين مشخصات مسائل متمرکز است ؛ يعني بر تعيين روش هاي موفق و نا موفق حل مسائل و بر تدريس راهبردهايي که به کاميابي بيشتر کودکان کمک مي کنند .بر مبناي اين تحقيق ، مي توان چندين زمينه ي قابل تعميم را مشخص کرد .

·        راه بردهاي حل مسئله را مي توان به صراحت آموزش داد . و وقتي که اين راهبردها وجود دارند ، نه تنها مورد استفاده قرار مي گيرند ، بلکه دانش اموزان از اين طريق غالباً به راه حل هاي صحيح بيشتري دست مي يابند .

·        هيچ راهبرد بهينه اي براي حل همه ي مسائل وجود ندارد . برخي راهبردها بيش از راهبردهاي ديگر مورد استفاده قرار مي گيرند و در فرآيند حل مسائلي که سطوح متفاوتي دارند ، بايد راهبردهاي متعددي نيز به کار گرفته شود

·        آموزش راهبردهاي گوناگون (همراه يک برنامه ي جامع براي چگونگي جهت بخشيدن به حل مسئله ) کودکان را براي رويارويي با مسائل و يافتن دستورالعملهايي ، که در مسائل متفاوت با آن ها روبرو مي شوند ، ياري خواهد کرد . آنان بايد به کاربرد يک راهبرد براي حل مسائل متعدد تشويق شوند و در مورد اين که چرا بعضي از راهبردها براي برخي مسائل معين مناسب ترند ، با يکديگر بحث کنند .

·         دانش آموزان بايد با مسائلي روبرو شوند که راه حل آن ها روشن نيست ، آنان بايد به آزمودن بسياري از راه هاي مختلف حل مسئله تشويق شوند .

·        پيشرفت کودکان در حل مسئله ، به ميزان رشد آن ها بستگي دارد .بنابراين ، آنان به مسائلي که در سطوح متفاوتي از دشواري قرار دارند ، نيازمندند .

براي آموزش قوي حل مسئله به کودکي که به تازگي وارد مدرسه شده است ، بايد به روش هاي طبيعي و غير رسمي متوسل شد . بسياري از موقعيت هاي مناسب حل مسئله ، در زندگي روزمره ظاهر مي شود . « اگر پنج مهمان داشته باشيم و دو نفر از بچه هايي را هم که امروز غايب هستند ، به حساب آوريم ، به چند صندلي ديگر نياز خواهيم داشت ؟» يا « براي اين که به هر نفر دو تا کلوچه برسد ، به چند تا کلوچه احتياج داريم ؟» اين مسائل را مي توان براي گروهي از بچه هاي کلاس اول مطرح کرد ؛  « چه کسي به طور متوسط در بازي توپ زده است ؟» يا ممکن است « احتمال اين که کلاس ما برنده ي جايزه شود ، چقدر است ؟» براي گروهي از بچه هاي کلاس پنجم ضروري باشد .

حل مسئله بايد به برنامه ي تحصيلات رياضي نفوذ کند . ما بايد از موقعيت هاي مسئله اي به عنوان زنجيره ي پيوسته اي در آموزش و براي معرفي مباحث جديد استفاده کنيم و هم چنين از اين موقعيت ها ، به عنوان نقاط اوج آموزش ، براي تعيين اين که آيا کودکان مي توانند آن چه را که ياد گرفته اند در حل مسائل به کار ببرند يا خير، سود ببريم .براي تدريس مؤثر  حل مسئله ، بايد زمان کافي براي پرداختن به مسئله ، برنامه هاي کمکي ، منابع مورد نياز ، نقش تکنولوژي و چگونگي اداره ي کلاس را در نظر بگيريم .

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:15 ] [ سعیده رجائیان ]
رياضي در كلاس و بازي

رياضي كلاس اول با حجم زيادي كه براي تدريس دارد اما توانايي بچه ها را در بعضي مواردبالا برده است . مثل شمردن اعداد به صورت ۵ تا ۵ تا يا ۱۰ تا ۱۰ تا و يا ۲ تا ۲ تا و.....

براي تثبيت يادگيري در اين زمينه مي توانيد هر روز با بازي و تكرار مداوم ، شمردن اين اعداد را به در ذهن بچه ها ماندگار كنيد . شمردن ده تا ده تا در قرعه كشيدن براي گرگ شدن يك نفر هميشه در بازي هاي كودكانه كاربرد دارد : ده بيست سي چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد نود صد ...با همان آهنگ به خصوصش ...........

براي شمردن ۵ تا ۵ تا هم مي توانيد اين كار را با دست زدن همراه كنيد و هر روز آن را تكرار كنيد و روي تخته سياه همزمان جمع هايي كه به آن مربوط است بنويسيد تا با ديدن بتوانند بهتر به مفهوم آن پي ببرند . مثل :

= ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ 

از اولين ۵ شروع به اشاره كرده و بشماريد ....

 اولين عدد ۵ ، دومين عدد ۱۰ ، سومين عدد ۱۵ ، چهارمين عدد ۲۰ و الي آخر ... خوانده مي شود .در مراحل بعدي با تكرار بيشتر خواهيد ديد كه بچه ها به جمع اعداد مي پردازند . مثل :

                                                                                   = ۱۰ + ۱۰ + ۵ + ۵ + ۱۰ + ۱۰

  رياضي را با ساختن لحظه هاي خوش براي بچه ها درسي شيرين و جذاب معرفي كنيد.

امروز در مدرسه :

 نگين تكليفش را براي بار سوم انجام نداده است .........

نگين !! به مادرت بگو فردا حتماً به مدرسه بيايد ، وگرنه اسمت را به دفتر مدرسه مي دهم تا برايت تنبيهي درنظر بگيرد ... 

نگين اول كمي فكر كرد  و بعد گفت : لطفاً همون اسمم رو بدين دفتر ! چون دايي من از مكه مي خواد بياد و مادرم سرش شلوغ ميشه و قبول نمي كنه بياد .. 

چه قدر تو صادقي دختر ....!

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:12 ] [ سعیده رجائیان ]
علم چندان که بیشتر دانی ....

من علم را در کشورهای پیشرفته ی امروزی، هم چون زرد آلویی درشت و خوش آب و رنگ دیدم ، ولیکن با هسته ای پوچ و بی مغز !!

باید در فکر پرورش زردآلویی خوش آب و رنگ باشم.

با هسته ای دارای مغز ! آن هم دو قلو و خوش طعم ....

برای یک تحول بنیادین !

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:11 ] [ سعیده رجائیان ]
چند ده تایی و چند یکی ؟

وقتی می خواهید اعداد با ارزش مکانی در دهگان و یکان را به کلاس اولی ها آموزش بدهید ، دقت شما در این باشد که حتما به محل قرار گرفتن اعداد در قسمت ده تایی ها و یکی ها توجه نشان بدهند . این  نکته ی به ظاهر کوچک بسیار در شناختن اعداد و ارزش مکانی در پایه های بالاتر به آن ها کمک می کند . بچه ها باید از همان ابتدا بیاموزندگرفتن اعداد در جدول است ( که بعد از به یادسپاری از خارج از جدول نمایش داده می شوند ) که به آن ها مفهوم می بخشد .

اگر دانش آموزی در کلاس از شما پرسید : " عدد ۲۷ چگونه نوشته می شود ؟ " فورا جواب ندهید : " ۲ و هفت ." و یا پای تابلو آن را برایش ننویسید بلکه پاسخ دهید : " ۲ ده تایی و ۷ یکی "

با این کار دانش آموز خود به تفکر می پردازد که ده تایی در کدام سمت و یکی در کدام سمت بود که با اشتباه نوشتن جای اعداد عددی دیگر را به جای عدد مورد نظر بنویسد .یعنی به جای ۲۷ بنویسد ۷۲ ! البته در صورت بروز این اشتباه می توانیم اشکال او را به همین صورت برطرف کنیم تا او به طور مفهومی به اشکالش پی ببرد ..... " عزیزم ، تو نوشته ای ۷ ده تایی و ۲ یکی که می شود هفتاد و دو ، در صورتی که می خواستی بنویسی بیست و هفت ! یعنی ۲ ده تایی و ۷ یکی . جدول یکی ده تایی ها خاطرت هست ؟ ....... "

نکته های ظریف و کوچکی هست که با نادیده گرفتن آن ها تا ثریا دیوار را کج به سرانجام می رسانیم .

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:9 ] [ سعیده رجائیان ]

به نظر شما طرح هوشمندسازی مدارس مفید است یا خیر ؟

فواید آن می تواند شامل آشنایی دانش آموزان با فناوری های نوین و نحوه ی استفاده از تکنولوژی روز دنیا باشد .

من معایبی در این طرح می بینم و دوست ندارم مدرسه ما هوشمند ! شود . البته در مقطع ابتدایی ...

۱- هر چه بچه ها را به وسیله ی وسایل ساده ای که خود برای تدریس بهتر می سازید آشنا کنید ، هم توانمندی خود را نشان داده اید و هم خلاقیت بچه ها هنگام کار با وسایل بالا می رود .

۲- بهتر است آشنایی با این دست تکنولوژی ها در اختیار خود بچه ها قرار داده شود تا خارج از مدرسه به علاقه مندی های خاص خود در این مورد بپردازند .

۳- به جای تهیه و هزینه کردن هنگفت برای این طرح ، همان آزمایشگاه های قبلی !! را مجهز تر کنید .پرفایده تر است .در مدارس جایی برای نگهداری از چند حیوان خانگی و باغچه ای برای کاشت گیاهان در نظر بگیرید تا آموزش ملموس باشد . دنیای فیلم و اینترنت را به وسیله ی یک فیلم ساده و تلویزیون ساده هم می توان به بچه ها معرفی کرد.

۴- به جای پر زرق و برق کردن مدارس بهتر است به بالا بردن سطح دانش و اطلاعات معلمان کمک نمود و با بها دادن به توانمندی های آنان ، آن ها را به پژوهش و تحقیق واقعی ! و به عرصه آوردن روش های تدریس جدید تشویق نمود .

۵- هر چه قدر هم این تکنولوژی ها در مدارس بیشتر شود اما اگر انگیزه ی لازم جهت استفاده از آن ها در معلم نباشد ، کاربردی نبودن این وسایل بیشتر به چشم خواهد خورد ....


[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:5 ] [ سعیده رجائیان ]

در مدرسه :

مساله و راه حل آن :

علی ۷ کاغذ رنگی زرد و ۵ کاغذ رنگی قرمز داشت  . علی چند کاغذ رنگی دارد ؟ حالا باید چی کار کرد ؟ ( منظورم این بود که از چه راه حلی می توان به جواب رسید ؟ )

نگین بازیگوش هم تازه انگار از خواب بیدار شده بود ..... جواب داد :

باید باهاشون بادبادک درست کرد  ....

اینو اینقدر جدی جواب داد که همه ی بچه های کلاس هم باور کرده بودند  .

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:3 ] [ سعیده رجائیان ]

اين روزها، روز توست. اما اي كاش مي دانستيم كه هر روز،روز توست. از تو نوشتن،قلمي توانا و هنري بيتا را طلب مي كند كه مرا توان آن نيست.

تو بزرگتر از آني كه قلم شكسته چون مني ياراي صعود به بارگاه آسماني ات را داشته باشد و فخر خاكساري درگاهت و رفيع تر از آني كه بتوانم از اذت اغوايش دل بكنم مادر.

  چه كنم كه بيان حق شناسي سزاوارانه ات را ندارم.انديشه قاصرم و قلم الكنم ناتوانتر از آني است كه بتواند فرشته اي چون تو را بستايد يا به اداي تكليف چشمه اي از درياي

والا مقامت را بشايد مادر.

چه كنم كه توشه اي بيش از اين در چنته ندارم پس سخاوتمندانه همين دلواژه هاي نارسم را بپذير و هماي سعادت ستايشت را بر شانه هاي لرزانم بنشان مادر.

گفتن از كسي كه مدار روح اتگيزترين گل واژه هادر زيبا ترين نوشته ها ،شعرها،قصه ها،سرودها وسخن وري و همه هنرهاي عالم بر محور خورشيد است چه سخت مي بايد.

به راستي چگونه مي توان از عالم آدم سخن گفت اما از سمبل همه ي زيباي هايش يعني تو روي برتافت مادر.

چگونه بدون الهه هستي بخش وجود تو بايد دل باخت و دلدار بود، ائين مهروزي آموخت و رسم پاكبازي فرا گرفت؟ گونه رفيق توفيق شد و صبوري پيشه كرد و ارج شرف را ميزان زد؟

زنگار روح و جسم را شست و راز روح پرنياني آدمي را بر شاخسار گلستان خلقت دريافت؟

تنها نه به خاطر بهشتي كه به زير پاي توست. نه به خاطر نسلي كه زاده ي توست.نه به خاطر لالاي هاي دلنوازت. نه به خاطر سرشت مهرآگيني و عشق ورزيت.نه به خاطر قلب پاكبازت و

زيبايي نازكي خيالت و يا تردي روح دلنوازت. نهبه خاطر خونواره ي چشمان اشكبارت . نه به خاطر ... تو را مي ستايم،بلكه مغرورانه منتت را مي كشم. دوسستت دارم و بر تو مي بالم مادر.

 مي خواهم بداني كه بهار آرزوهايم به كرم ميزباني كريم تو گل افشاني مي شود و رزق و روزي ام از بركت دعاي خلوت تو رونق مي گيرد و خزان روياهايم تنها به جفاي غفلت از تو فرا مي رسد مادر.

كاش مي توانستم به خون خود قطره قطره بگريم تا سرسپردگي هم را به خود باور كني و سبزي همه عمرم را فداي يك تار موي سپيدت كنم مادر.

كاش نقاب سينه ام را مي شكافتي و به قلبم كه از خون دل توست ، مي رسيدي و در واقعيت كوچك من ، حقيقت بزرگ خود را مي يافتي مادر.

كاش عمود كمرم مي شكست تا عصاي كج شمشاد قامت خميده ات باشم مادر.

و اي كاش...

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:0 ] [ سعیده رجائیان ]

جملات ناب

آزادی در بی آرزویی است.

ò

تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند ، فاصله این دو را زندگی کنیم.

ò

انسان نمی تواند به همه نیکی کند ولی می تواند نیکی را به همه نشان دهد.

ò

بدی را با عدالت پاسخ دهید و مهربانی را با مهربانی.

ò

اگر تنها از امید انتظار معجزه داری در اشتباهی ، امید باید با حرکت توأم باشد.

ò

دانستن کافی نیست باید به دانسته خود عمل کنید.

ò

این که چقدر زمان داری مهم نیست ، چگونه می گذرانی مهم است.

ò

نیک بخت کسی است که از حال دیگران پند گیرد و بدبخت کسی است که از حال او پند گیرند.

ò

این دوست داشتن است که به انسان توان حرکت کردن می دهد.

ò

یک لبخند به هم نوع می تواند دوستی را برقرار کند.

ò

عشق در ذات انسان است نمی توان آنرا انکار کرد.انسان همواره عاشق است.

ò

عشق به چیزهای پایدار ، انسان را جاویدان می کند.

ò

هرگز نعمت دوست داشتن را از خود دریغ نکنید.

ò

اگر می خواهید دوستتان داشته باشند اول باید دوست داشتن را یاد بگیرید.

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 20:59 ] [ سعیده رجائیان ]

عمر خيام نيشابوری

چون مرده شوم خاك مرا گم سازيد / احوال مرا عبرت مردم سازيد

حكيم عمر خيام نيشابوري، از حكما، رياضي‌دانان و شاعران بزرگ ايران در اواخر قرن ‌٥ و اوايل قرن ‌٦ است كه طرز بيان مسلك و فلسفه او تاثير به سزايي در ادبيات فارسي به جاي نهاده و ميدان وسيعي براي جولان انديشه ديگران فراهم كرده است.
به گزارش بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حكيم عمر خيام كه بي‌شك از مفاخر ملي ايران و از نوابغ فلسفه جهان است، سال ‌٤٣٠ هجري در يكي از قريه‌هاي نيشابور متولد شد. گفته شده است حكيم ابوالفتح يا ابوحفص عمر ابراهيم خيام كه القابي نظير خواجه امام، حجه‌الحق، سيدالحكما و فيلسوف‌العالم را به او نسبت داده‌اند، علاوه بر رياضيات و نجوم، در علم حكمت و تفسير و حديث نيز مهارت داشته است.
در حكايتي آمده است كه روزي خيام بر شهاب‌الاسلام عبدالرزاق پسر ابوالقاسم عبدالله ‌بن علي وزير سلجوقي و برادرزاده نظام‌الملك وارد شد كه در آن مجلس از اختلاف قرائتها در مورد آيه‌اي از قرآن سخن مي‌گفتند كه خيام نيز وجهي از اين قرائتها را بر وجوه ديگر ترجيح داد.
خيام را تالي و پيرو ابوعلي‌سينا در علوم حكمت دانسته‌اند كه در رساله‌اي به نام كون و تكليف كه در سال ‌٤٧٣ هجري در جواب ابونصر نسوي شاگرد ابن‌سنا تقرير كرده،

از شيخ با عنوان معلم من و افضل‌المتاخرين ياد كرده است. قديمي‌ترين ماخذي كه از خيام نامي به ميان آورده، كتاب چهار مقاله نظامي عروضي است كه در سال ‌٥٠٦ در كوي برده‌فروشان بلخ او را ديده است.

در ادامه نيز به قولي از خواجه‌ عمر خيام اشاره شده است كه

مي‌گفت: گور من در موضعي باشد كه هر بهاري شمال بر من گل‌افشان مي‌كند و نظامي افزوده است كه

وقتي در

سال ‌٥٣٠ به نيشابور رسيده، چند سالي بوده كه از وفات او گذشته است.

از همين روايت به مهارت خيام در علم نجوم نيز اشاره مي‌شود. چنان كه مي‌گويند در كارهاي بزرگ علمي مانند ترتيب رصد ستارگان و اصلاح تقويم به او رجوع مي‌كرده‌اند.
از ديگر كساني كه علاوه بر نظامي عروضي او را در جواني ديده است، ابوالحسن زيد بيهقي است. وي را فردي با ذكاوت نام برده‌اند كه در اصفهان هفت بار كتابي را خوانده و در بازگشت به نيشابور آن را كامل املا نموده است. همچنين او را عاشق طبيعت، اما تندخو ذكر كرده‌اند كه فطرتا مردي بدبين و محتاط بوده و از بحث كردن اجتناب مي‌ورزيده است.
در مورد دوري وي از بحث و مجادله به اين حكايت اشاره مي‌كنند كه غزالي در باب تعيين جزيي از اجزاء فلك از او سؤالي كرد و خيام در جواب سخن او براي حفظ از نزاع، سخن را به درازا كشانيده است.
مشخص نيست كه به حج رفته است يا خير، اما در مورد مسافر‌تهايش گفته‌اند كه به سمرقند، بلخ، هرات، اصفهان و حجاز سفرهايي داشته است.
در گذشته بيشتر خيام نيشابوري به عنوان رياضيدان و منجم مطرح بوده است كه با همكاري ابوالعباس لوكري و ابوالفتح خازني زيج‌السنجري در نجوم را تاليف كرده است.
وي رساله‌اي در معراج دارد و خطبه الغراء ابن سينا را به فارسي ترجمه كرده است. از آثار مشهور او در رياضي به رساله جبر و مقابله كه به زبان فرانسوي نيز ترجمه شده است، مي‌توان اشاره كرد كه غلامحسين مصاحب در سال ‌١٣٣٦ آن را ترجمه كرده است.
همچنين كتابهاي رساله‌ في ‌شرح ما ‌اشكل من مصادرات الكتاب اقليدس و كتابي در بيان دستور ارشميدس و ترازوي او براي وزن كردن اشياء با توجه به وزن هر كدام و رساله‌ي كوتاه در حل مساله‌اي جبري با ذكر ‌٢١ قسم معادله جبري و چند اثر ديگر و شرح‌المشكل من كتاب الموسيقي كه جلال‌الدين همايي آن را ترجمه كرده است نيز از او است. اثري با نام نوروزنامه در منشاء تاريخ و آداب جشن نوروز هم به او منسوب است كه در صحت انتساب آن به خيام ترديد وجود دارد.
همچنين مثلث پاسكال و دو جمله‌يي نيوتن نيز به او نسبت داده شده است كه قبل از آنان به آنها پرداخته است.
اما اولين جايي كه به خيام شاعر پرداخته مي‌شود، كتاب عمادالدين كاتب اصفهاني با نام فريده‌القصر است كه سال ‌٥٧٢ حدود نيم قرن پس از مرگ خيام نوشته شده و در آن از اين حكيم و رياضي‌دان عاليقدر به عنوان شاعر حوزه خراسان ياد شده است.
خيام در زمان خود بسيار مورد احترام بوده است و ملكشاه سلجوقي او را در مقام ندما مي‌نشانده و خاقان شمس‌الملوك در بخارا با او برتخت مي‌نشسته است، اما سلطان سنجر به واسطه روايتي كه درباره او ذكر شده، از او بغض و كينه بر دل گرفته است. به واسطه اين روايت، مي‌گويند در كودكي كه سلطان سنجر آبله گرفته بوده است، خيام به بالين او مي‌رود و در خواب، مجير‌الدوله وزير به او مي‌گويد كه اين بچه مخوف است و بيماري وخيمي دارد.
از افسانه‌هاي كجول كه براي خيام ساخته‌اند، دوستي و همشاگردي بودن او با نظام‌الملك و حسن صباح است كه در جوامع‌التاريخ، تاريخ گزيده و روضه‌الصفا و تذكره دولتشاه نيز آمده است، اما با توجه به اين كه وفات خيام ميان سالهاي ‌٥٠٦ تا ‌٥١٧ است و حسن صباح در سال ‌٥١٨ وفات كرده است و ولادت خواجه‌نظام الملك نيز در سال ‌٤٠٨ است، هم سن بودن آنها تنها در صورتي امكان‌پذير است كه هر سه بالاي صد سال عمر كرده باشند و اين محال است. در مورد رباعيات خيام كه در زمان حاضر به آنها شهرت دارد، بايد گفت: به واسطه تعصب مردم و افكار فلسفي خاص خيام تنها عده‌اي از دوستان و نزديكان او مي‌دانستند كه او شاعر است و رباعيات نيز پس از مرگ او منتشر شده است. در كتاب نزهه‌الارواح شهر زوري از شعر خيام سخن گفته شده كه ‌٧٠ يا ‌٨٠ سال پس از مرگ خيام نوشته شده است. همچنين در كتاب مرصادالعباد نجم‌الدين رازي نيز از دو رباعي او ياده شده است.
با توجه به اين كه محيط اجتماعي قرن پنجم براي جولان افكار فلسفي خاص، به مراتب نامساعد‌تر از قرن سوم و چهارم بوده و ميدان نيز براي واعظان و محدثان فراخ‌تر گرديده است و رواج عقايد تعبدي بازار فلسفه را كساد و تعصبهاي مذهبي به آزادي فكر غلبه داشته، خيام ترجيح داده است از فلسفه خود حرفي به ميان نياورد؛ چنان كه گفته است:

خورشيد به گل نهفت مي‌نتوانم // و اسرار زمانه گفت مي‌ نتوانم

از بحر تفكر سر برآورد خرد // دري كه ز بيم سفت مي‌نتوانم

در خصوص مرگ خيام نيز رواياتي ذكر شده است كه مي‌توان گفت حكايت زير از معقول‌ترين آنها است:
در اين باره آمده است كه حكيم‌ الهيات شفا را مطالعه مي‌كرده و چون به فصل واحد و كثير رسيده، خلالي ميان كتاب گذاشته و گفته است جماعت را بخوانيد تا وصيت كنم، چون اصحاب گرد آمدند، وصيت كرد و نماز خواند. ديگر چيزي نخورد و نياشاميد تا نماز خفتن (عشاء) كه به سجده رفت و دعا كرد: �اللهم اني عرفتك علي مبلغ امكاني فاغفرلي فان معرفتي اياك وسيلتي � و جان به جان آفرين سپرد.

از كتابهايي كه رباعيات خيام را ضبط كرده‌اند، مي‌توان به مرصادالعباد، جهان‌گشاي جويني، تاريخ گزيده، مونس‌الاحرار و نزهه‌المجالس كه بعد از مونس الاحرار تحرير شده است، اشاره كرد. خيام از برجسته‌ترين كساني است كه شعر را براي تفكرات فلسفي خود به كار برده است؛ چنان مي‌نمايد كه ضرورت روحي او را به اين كار كشانده است.
زندگي از ديد او زودگذر و اتفاقي است و خواب و خيالي بيش نيست و از حيث ايجاز و فشردگي مطلب و توالي جمله‌ها بسيار عالي و از ويژگي‌ بارز سخن او سادگي و عاري بودن از بازيهاي لفظي و صنايع شعري است.
رباعي را نخست رودكي پديد آورد، اما رباعيات خيام در ادب فارسي سيمايي متمايز دارد كه شالوده اصلي آنها انديشيدن به راز هستي و دچار حيرت شدن است.
خيام نيشابوري از برجسته‌ترين كساني است كه شعر را براي تفكرات فلسفي خود به كار برده است و چنان مي‌نمايد كه ضرورت روحي او را بدين كار نشانده است.
ارزش كار خيام در اين است كه آيينه تفكرات و انفعالات نفسي او در اشعارش آمده است و در پي يافتن علت غايي است و فنا و نيستي براي او واقعيتي غيرقابل انكار است.
ترانه‌هاي خيام آينه‌اي است كه هر كس قسمتي از افكار و ياسهاي خود را در آن مي‌بيند و از اين جهت در ميان مردم جاي خود را باز كرده است.
البته همين ديدگاه‌ها و افكار خيام كه در رباعيات او جريان دارد، سبب شده است به او با ديد طعن و انكار نگاه شود؛ زيرا او تمام مسائل ديني را به تمسخر گرفته و از روي تحقير به فقهايي كه از آنچه خودشان نمي‌دانند، دم مي‌زنند، حمله مي‌كند؛ زيرا خرده‌بينان افكار آزادانديش و به دور از هر گونه قيد و بند او را نمي‌توانند تحمل كنند و او هم نمي‌تواند كوركورانه زير بار احكام تعبدي، جعلي فقهاي زمان خود برود.
در فلسفه او ماوراء ماده چيزي نيست و دنيا در اثر اجتماع ذرات به وجود آمده كه برحسب اتفاق كار مي‌كنند و دايمي و ابدي است و انسان نيز هيچ بيم و اميدي ندارد. چنان كه گفته است:

باز آمدنت نيست، چو رفتي رفتي


در رباعيات خيام چرخ محكوم مي‌شود و به قضا و قدر نيز اعتقادي ندارد و از نگاه او همه كواكب نحس هستند. در اشعار او بدبيني ديده مي‌شود، هر چند از ته دل به شادي معتقد است، اما چون هميشه با فكر عدم و نيستي به شادي مي‌انديشد، همواره خوشي او تاثربرانگيز است.
خيام از جواني به علت نگرشهاي خاص خود بدبين بوده است، اما در دوران پيري فلسفه خوشي را انتخاب مي‌كند كه همانطور كه قبلا گفته شد، با ياس و حرمان همراه است.
پيمانه عمر من به هفتاد رسيد // اين دم نكنم نشاط كي خواهم كرد
خيام شكاك و به جهل معترف است. او معتقد است بشر مسائل را درك نمي‌كند. متدين نيست، اما منكر هم نيست، بلكه معتقد است انسان در گردش مستمر موجودات مانند خس و خاشاكي مي‌گذرد و مي‌غلطد و نمي‌داند از كجا آمده است و به كجا خواهد رسيد.
او از مرگ هراسي ندارد، اما از كوتاهي عمر نالان است كه سبب مي‌شود از نعمتها و زيباييها لذت نبرد و افسوس بخورد.
خيام در ايران و خارج از ايران به باده‌ستايي اشتهار دارد؛ هر چند اين مورد در رباعيات او بسيار معدود ديده شده است. از نگاه او باده رمز تمتع و شعاري است براي بهره‌ گرفتن از زندگي. او باده را مي‌ستايد، اما آن را تنها يك وسيله مي‌داند.
از متاثران او مي‌توان به افضل‌الدين كاشي،‌ عطار، عراقي، فاريابي، عبيد زاكاني، سعدي و بالاتر از همه، به حافظ اشاره كرد كه در ناپايداري دنيا، ‌غنيمت شمردن دم و مي‌پرستي، از او تاثير پذيرفته‌اند. حكيم عمرخيام نيز از رودكي، فردوسي، ابن‌سينا و ناصرخسرو مي‌تواند تا حدي متاثر شده باشد.
ميزان رباعيات او از عدد ‌٥٦، ‌٧٨ تا ‌١٤٣ رباعي كه صادق هدايت در سال ‌١٣١٣ جمع‌آوري كرده است و ‌١٧٨ رباعي كه فروغي و غني در سال ‌١٣٢٠ جمع‌آوري كرده‌اند، متغير است.
قديمي‌ترين نسخه رباعيات منسوب به خيام، نسخه ادبي اكسفورد به سال ‌٨٦٥ در شيراز است كه ‌١٥٨ رباعي دارد و سه قرن پس از خيام جمع‌آوري شده است. از مشكلات رباعيات خيام اختلاف نسخه‌هاست كه محقق دانماركي آرتور كريستنسن ذيل ‌١٢١ رباعي منسوب به او و جلال‌الدين همايي ذيل ‌٥٥٩ رباعي نسخه بدل يادداشت كرده است.
در رباعيات منسوب به او تخالف و تغاير محسوس و فقدان تجانس لفظي و انسجام فكري به حدي است كه نمي‌توان بسياري از آنها را مولود قريحه يك شخص واحد دانست.
مشهورترين ترجمه‌اي كه از رباعيات خيام شده و شايد شهرت آنها در جهان مرهون اين ترجمه است، ترجمه آزاد و منظوم ادوارد فتيزجرالد است كه سال ‌١٨٥٩ به طبع رسيد.
تنسين شاعر انگليسي اين ترجمه و رباعيات خيام را (سرود زرين شرقي به ترجمه‌اي بهشتي) دانسته است و ارنست رنان فرانسوي خيام را برادر گوته ذكر كرده است.
از نكات جالب اين است كه گفته شده است سربازان انگليسي در دو جنگ جهاني رباعيات خيام را با خود به همراه داشته‌اند.

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 20:54 ] [ سعیده رجائیان ]

پادشاهی می خواست نخست وزیرش را انتخاب کند...


چهار اندیشمند بزرگ کشور فراخوانده شدند.


آنان را در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان گفت که: «در اتاق به روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلی معمولی نیست و با یک جدول ریاضی باز خواهد شد، تا زمانی که آن جدول را حل نکنید نخواهید توانست قفل را باز کنید. اگر بتوانید مسئله را حل کنید می توانید در را باز کنید و بیرون بیایید»


پادشاه بیرون رفت و در را بست... سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به کار کردند. اعدادی روی قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به کار کردند.


نفر چهارم فقط در گوشه ای نشسته بود!


آن سه نفر فکر کردند که او دیوانه است. او با چشمان بسته در گوشه ای نشسته بود و کاری نمی کرد. پس از مدتی او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد،باز شد و بیرون رفت!!!


و آن سه تن پیوسته مشغول کار بودند. آنان حتی ندیدند که چه اتفاقی افتاد که نفر چهارم از اتاق بیرون رفته!


وقتی پادشاه با این شخص به اتاق بازگشت، گفت: «کار را بس کنید. آزمون پایان یافته و من نخست وزیرم را انتخاب کردم».


آنان نتوانستند باور کنند و پرسیدند: «چه اتفاقی افتاد؟ او کاری نمی کرد، او فقط در گوشه ای نشسته بود. او چگونه توانست مسئله را حل کند؟»


مرد گفت: «مسئله ای در کار نبود. من فقط نشستم و نخستین سؤال و نکته ی اساسی این بود که آیا قفل بسته شده بود یا نه؟ لحظه ای که این احساس را کردم فقط در سکوت مراقبه کردم. کاملأ ساکت شدم و به خودم گفتم که از کجا شروع کنم؟


نخستین چیزی که هر انسان هوشمندی خواهد پرسید این است که آیا واقعأ مسأله ای وجود دارد، چگونه می توان آن را حل کرد؟ اگر سعی کنی آن را حل کنی تا بی نهایت به قهقرا خواهی رفت؛


هرگز از آن بیرون نخواهی رفت. پس من فقط رفتم که ببینم آیا در، واقعأ قفل است یا نه و دیدم قفل باز است».

پادشاه گفت: «آری، کلک در همین بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم که یکی از شما پرسش واقعی را بپرسد و شما شروع به حل آن کردید؛ در همین جا نکته را از دست دادید. اگر تمام عمرتان هم روی آن کار می کردید نمی توانستید آن را حل کنید. این مرد، می داند که چگونه در یک موقعیت هشیار باشد. پرسش درست را او مطرح کرد».

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 18:59 ] [ سعیده رجائیان ]

روزی کسی به خیام خردمند ،  که دوران کهنسالی را

پشت سر می گذاشت گفت : شما به یاد دارید دقیقا

پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت ؟!
خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟

آن جوان گفت : من تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست

آورده ام و می خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان

دعا کنم و خیرات دهم و...

خیام خندید و گفت :  آدم بدبختی هستی ! خداوند تو را

فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان

را بگیری تا نمیرند تو به دنبال مردگانت هستی ؟!...

بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری

                                  نیست و از او دور شد .

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 18:58 ] [ سعیده رجائیان ]
خلاقیت؟؟؟!!!

معلم و شيوه هاى پرورش تفكر خلاق

 



تعليم و تربيت به يك معنا عبارت است از رشد قوّه قضاوت صحيح در افراد. تقليد از ديگران يا پيروى از تمايلات و عادات، سبب ركود فكرى و عجز او در برابر مسائل و مشكلات است. امروزه جامعه نيازمند افرادى است كه فكر و خرد را حاكم بر اعمال و افكار خويش قرار مى دهند و مشكلات را به گونه ابتكارى از سر راه خود برمى دارند. اجمالاً وظايف يك معلم در تحقق اين هدف بدين شرح است:

1. دانش آموزان را به داشتن ايده هاى بكر و نو تشويق نمايد; ايده هايى كه كموبيش براى خود آن ها بكر است. ضمن پذيرش ايده هاى بكر، زمينه ابراز آن ها را فراهم كند. مثلاً، مى توان از دانش آموزان خواست كه به جاى ارائه گزارش ساده از يك كتاب، آن را شخصاً ارزيابى كرده و هر نظرى كه درباره آن دارند بيان كنند و يا اين كه فصلى از فصل هاى سال را توصيف كنند به طور كلى، نقاشى هاى آزاد، مقاله نويسى و نگارش داستان هاى كوتاه، زمينه ايده فرد و تفكر خلاق در دانش آموزان را بهتر فراهم مى كند.7

2. مطالب درسى را به صورت مسأله و معما براى شاگردان طرح كند; مطالعه كتاب و يا گوش دادن به سخنان معلم، از بركردن حقايق علمى و تاريخى رشد قوه ابتكار شاگردان را به دنبال ندارد. معلم به جاى بيان مطالب درسى يا ذكر حقايق. علمى، بايد دانش آموزان را به طرح مسائل ترغيب كند.

3. معلم بايد به دانش آموزان اجازه دهد تا مسائل، نظرات و ايده هاى خود را اعلام نمايند و اين ايده ها را روى تخته كلاس درس نوشته و پس از طرح مسائل و ايده هاى خود به آنان اجازه دهد كه اين مسائل را نقد و بررسى نموده و مورد آزمايش قرار دهند.


شيوه هاى گوناگون تدريس
معلم بايد در جريان تدريس و فرايند تعليم و تربيت، شيوه هاى مختلفى را به كار برد; از جمله، روش حل مسأله، روش تهيه طرح يا پروژه، روش بحث آزاد و پروژه هاى گروهى و جمعى متناسب با موضوع و موقعيت درسى.


فعال شدن شاگردان در كلاس

كلاس هاى درس را مى توان به جاى «معلم محورى» به صورت «فراگير محورى» اداره كرد; در كلاس فراگير محورى، دانش آموز در امر يادگيرى دخالت مستقيم و اساسى دارد. معلم راه هاى يادگيرى را به شاگردان ديكته نمى كند، بلكه شيوه هاى مختلف يادگيرى را پيش پاى آنان قرار مى دهد تا با استفاده از نيروى خلاقيت و ابتكار خود مسير و روش يادگيرى را جستوجو نمايند. به جاى اين كه معلم براى دانش آموزان اطلاعات فراهم كند، بايستى آنان را در موقعيتى قرار دهد تا خود به جستوجوى اطلاعات بپردازند. معلم در اين شيوه تدريس، راهنماست و نقش يارى دهنده و هدايتگر را ايفا مى كند.


استفاده از روش بارش مغزى (brain Storming) (اسبورن 1975)

در روش بارش مغزى، پس از اين كه مسأله اى در كلاس ارائه شد، معلم از دانش آموزان مى خواهد تا هر تعداد راه حل را كه مى توانند براى مسأله بنويسند. معلم پيش از ارائه همه راه حل ها به وسيله دانش آموزان، نبايد هيچ گونه اظهارنظرى در اين خصوص بنمايد. اين روش، شبيه روش تداعى آزاد است كه در روان كاوى مورد استفاده قرار مى گيرد.8


ايجاد زمينه تفكر

معلم بايد زمينه اى فراهم كند كه همه دانش آموزان تفكر نمايند و بدون نگرانى تفكرات خويش را اظهار نمايند. هرچند شاگردان در فرايند تفكر ممكن است اشتباه كنند، اما مهم، تفكر و پرورش فكر است. در اين گونه كلاس ها پاسخ صحيح و غلط شاگرد براى معلم ارزش يكسان خواهد داشت; زيرا به هر حال دانش آموز به تفكر واداشته شده است. به عبارت ديگر، بايد به دانش آموزان اجازده داده شود تا اشتباهاتى را مرتكب شوند; زيرا ممكن است اشتباهات به بينش هاى مثمرثمرى منتهى شوند.

معلم بايد شرايط آموزشى را به گونه اى ترتيب دهد كه شاگردان مطمئن شوند كه اختلاف نظر آنان با معلم مشكلاتى براى آنان نخواهند داشت. به هيچ وجه نبايد انديشه هاى شاگردان را طرد نمود; چون در اين صورت آنان به تفكر نخواهند پرداخت.9


ارتباط با اذهان خلّاق

گرچه معلم تا حدّ زيادى مى تواند ذهن دانش آموز را تحريك كند، اما اين امر كافى نيست. گفتار و كردار هنرمندان، متفكران و رهبران مشهور از مهم ترين عوامل مؤثر در تحريك انرژى خلّاق در ديگران است. شاعران، مورخان، سياستمداران و دانشمندان بزرگ، در قرون گذشته، از طريق آثار مكتوب خود با ما سخن مى گويند. آتش خلاق آنان مى تواند شعله آفرينش گرى دانش آموزان را برافروزد و روح اشتياق رقابت را در آنان بدمد. 10 براى پيش گيرى از احساس حقارت دانش آموزان در برابر بزرگان، بايد به آنان گفته شود كه انسان هاى بزرگ هم از اول خلاق نبودند، بلكه با تلاش، پشتكار و پرورش اين قوه توانسته اند ابتكارات، نوآورى ها و آفرينندگى را در وجود خود شكوفا سازند. با شناخت نحوه زندگى و مراحل رشد دانش آموزان، مى توان از بروز و پيدايش اين احساس در آن ها پيش گيرى نمود.

تشويق انديشه ها و پيشرفت هاى بكر و ناب

با پرسش هاى هرچند غيرمتعارف دانش آموزان، بايد برخوردى دقيق و حساب شده داشت; اگر دانش آموزى ايده غيرممكنى را بيان كرد، به جاى واقع گرايى بايد در اين تخيل دانش آموز وارد شد. مثلاً، اگر كودكى بگويد: سگِ من كتابى نوشته است، معلم جواب دهد: واقعاً؟! حتماً كتاب به مردم توصيه مى كند كه با سگ ها چگونه رفتار كنند. سپس بچه هاى ديگر مى توانند اظهارنظر كنند كه دنيا در نظر يك سگ ممكن است چگونه باشد و چطور مى شود امور را بهبود بخشيد و...

ـ بايد به كودكان عملاً نشان داد كه عقايد آنان مورد احترام است.
ـ انديشه ها و راه حل هاى غيرمعقول براى مسائل را بايد با احترام تلقى كرد.
فرصت داد تا به طور مستقل ياد بگيرند، آزادانه فكر كنند و به اكتشافات بپردازند.11

هنر پرسش

با طرح يك سؤال، راهى به سوى پاسخ هاى خلاق گشوده مى شود. سيلورمن (1980) با مشاهده مستقيم معلمان كهنه كار و نيز كودكان تيزهوش، دريافت كه آنان اطلاعات اندكى در اختيار دانش آموزان خود مى گذارند. وى پى برد كه اين عالمان بيش تر وقت خود را صرف سؤال و پرسش از دانش آموزان مى كنند تا درس دادن و معمولاً از پاسخ به پرسش هاى دانش آموزان اجتناب مى كنند و با شگردى خاص، پرسش آنان را به خودشان بازمى گردانند و در اين خصوص نظر خود آنان را جويا مى شوند. اين گونه معلمان، اغلب عادت دارند بازخوردهاى بدون داورى در اختيار دانش آموزان خود قرار دهند. پاسخ هاى آنان را مى پذيرند و به آن تمايل نشان مى دهند. در عين حال، تلاش مى كنند درباره اين پاسخ ها داورى نكنند. بى ترديد، نتيجه اين نوع رفتار با دانش آموزان اين است كه آنان مى كوشند تا خود را همواره ارزيابى كنند.
نوع پرسش هاى اين معلمان، اغلب واگرا (چه اتفاق خواهد افتاد اگر...؟) است. آنان اغلب از دانش آموزان مى پرسند: «چه چيز شما را وادار به چنين انديشه اى كرد؟»12 نوع پرسش ها، بايد به گونه اى عام باشد تا دانش آموزان بتوانند پيرامون آن قلم زنى كنند. مثلاً از دانش آموزان سؤال شود كه «آسمان را توصيف كنيد.» اين جاست كه دانش آموزان تلاش مى كنند تا احساسات شخصى و تجربيات خود را بيان كنند.در پرتو پرسش از دانش آموزان است كه يك معلم مى تواند خلاقيت آنان را آزمايش كند.


شيوه هاى پرسش خلاق

شگرد خاص طرح سؤال وسيله اى است كه استعداد خلاق كودكان را بارور مى سازد.


1. به كارگيرى قوه تخيل
يكى از شيوه هايى كه مى توان كودكان را بيش تر به تفكر خلاق واداشت، اين است كه به آنان كمك كنيم تا هر چيز را با به كارگيرى قوّه تخيل و ابتكار خود به وضعيت دلخواه و مطلوب درآورند. از كودكان بخواهيد اشيا را به شكلى كه دوست دارند تبديل كنند. در زير، چند نمونه از اين سؤالات كه هر يك مربوط به يك شىء خاصى است، آمده است:

ـ اگر شيرين تر مى بود، مزه بهترى نداشت؟
ـ اگر كوچك تر مى بود، عالى تر نبود؟
ـ اگر سريع تر مى بود، بهتر نبود؟
ـ اگر آرام تر بود، بهتر نبود؟
ـ اگر به عقب برمى گشت، جالب تر نبود؟
ـ اگر بزرگ تر مى بود، راضى تر نبود؟

2. به كارگيرى حواس ديگر

كودكان مى توانند استعداد خلاق خود را با به كارگيرى حواس خود، به طريق غيرعادى شكوفا سازند. براى مثال، از آنان مى خواهيم كه چشمان خود را بسته و آنچه را كه در دست آنان قرار داده ايم، حدس بزنند. روش ديگر، اين است كه كودكان چشمان خود را بسته و آنچه را مى شنوند حدس بزنند.هنگام انجام اين تمرينات بايستى از كودكان دلايل حدسشان را نيز جويا شد. بدينوسيله، سرگرمى بيش ترى به همراه يادگيرى براى آنان فراهم كرده ايم.

3. طرح سؤالات انشعاب پذير

براى كودكان سؤالاتى طرح كنيد كه به پاسخ هاى متفاوتى نياز دارد، تا آنان براى پاسخ گويى از مهارت هاى تفكر خلاق خود كمك بگيرند.

در ذيل، چند مثال در زمينه مفهوم «آب» مطرح شده است:

ـ موارد استفاده آب كدامند؟
ـ چه چيزى در آب شناور مى شود؟
ـ آب چه كمكى به ما مى كند؟
ـ چرا آب سرد است؟
ـ چه چيزى موجب مى شود كه آب به شكل باران درآيد؟
ـ چه چيزى زير آب مىورد؟
سؤالات كلى كه انشعاب پذيرند و مفاهيمى چون: شن، يخ، دود، ماشين و يا عناوين مشابه را دربردارند، براى كودكان سرگرم كننده هستند. اين گونه سؤالات، فكر كودكان را باز و انعطاف پذير مى كند.

4. شيوه «چه اتفاق مى افتاد اگر...؟»

اين شيوه، به وسيله بسيارى از معلمان به كار گرفته شده و موفقيت آميز بوده است. البته، هدف آن است كه با استفاده از كلاس هاى «فكر تؤأم با عمل» قوه ابتكار و تخيّل آنان را بيدار سازيم. براى نمونه از سؤالات زير مى توان استفاده كرد:

ـ چه اتفاق مى افتاد اگر درختان موجود در جهان آبى رنگ بودند؟
ـ چه اتفاق مى افتاد اگر تمامى اتومبيل ها كار نمى كردند؟
ـ چه اتفاق مى افتاد اگر همه مردم لباس يكسان و يك رنگ مى پوشيدند؟
ـ چه اتفاق مى افتاد اگر همه سبزيجات طعم شكلات داشتند؟
ـ چه اتفاق مى افتاد اگر هيچ ساعت ديوارى يا مچى وجود نداشت؟
ـ چه اتفاق مى افتاد اگر شما مى توانستيد پرواز كنيد؟
ـ چه اتفاق مى افتاد اگر همه مردمى كه فردا صبح از خواب بيدار مى شدند، جثه خود را دوبرابر مى ديدند؟

5. به چند طريق مختلف...

نوع ديگر سؤالى كه موجب رشد و گسترش تفكر خلاق يك كودك مى شود اين گونه سؤال ها است:

به چند طريق، يك قاشق مورد استفاده قرار مى گيرد؟
به چند طريق يك دكمه مى تواند مورد استفاده قرار گيرد؟
به چند طريق يك رشته نخ يا ريسمان مى تواند مورد استفاده قرار گيرد؟
و...

6. سؤالات مختلف

ـ فرض كنيد شما مبلغ يك ميليون دلار دريافت كرده و ظرف مدت 2 دقيقه بايستى آن را خرج كنيد. فهرستى از روش هاى خرج كردن پول تهيه نموده و آن را با جواب ديگران مقايسه كنيد.
ـ فرض كنيد شما اولين شخصى هستيد كه با مردى كه از كره مريخ ملاقات كرده و تنها 3 سؤال مى توانيد از او بپرسيد. چه سؤالاتى را مطرح مى كنيد؟ سؤالات خودتان را با ديگران مقايسه كنيد.
ـ فرض كنيد شما به تنهايى به ملاقات رهبر معظم انقلاب اسلامى رفته ايد، اولين سؤال شما از ايشان چيست؟
ـ تصور كنيد شما مى توانستيد به مدت يك ساعت به جاى هر فردى در جهان باشيد، آن شخصيت چه كسى خواهد بود؟ شما چه كارى انجام خواهيد داد؟ پاسخ هاى خود را با همكلاسى هاى خود مقايسه كنيد.13
--------------------------------------------------------------------------------
پى نوشت ها
1. Guilford J.p Intelligence, Crativity and their eductaional Implications Sanpiego: Robert Rknopp, 1968
2ـ منيجه شهنى ييلاق، روان شناسى براى آموزش، ص 360
3ـ جمال عابدى، خلاقيت و شيوه اى نو در اندازه گيرى آن، مجله پژوهش هاى روان شناختى، (دوره دهم، شماره 1 و 2، تابستان 72)
4ـرشد تكنولوژى آموزشى، مهر 1374، رشد خلاقيت
5ـ كارل راجرز، درآمدى بر انسان شدن، ترجمه قاسم قاضى، ص 145
6ـ على اكبر سيف، روان شناسى پرورش، ص 342
Steiner, G, A, the Creative organization 1965, p. 78
7ـعلى شريعتمدارى، روان شناسى تربيتى، ص 417 / اف. نلر جورج، هنر و علم حقيقت، ص 90
8ـ على اكبر سيف، پيشين، ص 347
9ـ حسن شعبانى، مهارت هاى آموزشى و پرورشى (روش ها و فنون تدريس)، ص 88ـ86
10ـ اف نلر. جورج، هنر و علم خلاقيت، ص 96
11ـ روان شناسى تربيتى، پيشين، ص 349
12ـ گيج و برلايز، روان شناسى تربيتى، ترجمه دكتر حسين لطف آبادى و ديگران، ص 247
13ـ اين مقاله از منبع زير اقتباس شده است:
May Esky Mary, creative activities for Young Children, 1990 p. 1-12

.......................................................................................................
منبع:ماهنامه معرفت ، شماره 50

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 18:53 ] [ سعیده رجائیان ]

قدرت کتاب

 

   

    "آدمها مثل کتابها هستند "

 

 
 
 
 
  • بعضی از آدم ها جلد زركوب دارند.
  • بعضی جلد ضخیم و بعضی جلد نازك.
  • بعضی از آدم ها با كاغذ كاهی چاپ می‌شوند و بعضی با كاغذ خارجی.
  • بعضی از آدم ها ترجمه شده‌اند.
  • بعضی از آدم ها تجدید چاپ می‌شوند و بعضی از آدمها فتوكپی آدمهای دیگرند.
  • بعضی از آدم ها با حروف سیاه چاپ می‌شوند و بعضی از آدمها صفحات رنگی دارند.
  • بعضی از آدم ها تیتر دارند، فهرست دارند و روی پیشانی بعضی از آدمها نوشته‌اند: حق هرگونه استفاده ممنوع و محفوظ است.
  • بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند.
  • بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می‌رسند و بعضی از آدم ها بعد از فروش پس گرفته نمی‌شوند.
  • بعضی از آدم ها را باید جلد گرفت،
  • بعضی از آدمها را می‌شود توی جیب گذاشت،
  • بعضی از آدمها را می‌توان در كیف مدرسه گذاشت.
  • بعضی از آدم ها نمایشنامه‌اند و در چند پرده نوشته می‌شوند.
  • بعضی از آدمها فقط جدول و سرگرمی دارند و بعضی از آدمها معلومات عمومی هستند.
  • بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند و بعضی از آدمها غلط چاپی دارند.
  • از روی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و از روی بعضی از آدمها باید جریمه نوشت.
  • بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم و بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.
  • بعضی از آدم ها مخصوص نوجوانان نوشته می‌شوند و بعضی مخصوص بزرگسالان.
  • بعضی از آدم هایی كه مخصوص نوجوانان نوشته می‌شوند خیلی كودكانه و سطحی هستند.

      و

    “کتابها مثل آدمها هستند”

    • بعضی از کتاب ها ساده لباس می پوشند و بعضی لباس های عجیب و غریب و رنگارنگ دارند.
    • بعضی از کتاب ها برای ما قصه می گویند تا بخوابیم و بعضی قصه می گویند تا بیدار شویم.
    • بعضی از کتاب ها تنبل هستند.بعضی از کتاب ها زیاد می خوابند و همیشه خمیازه میکشند.
    • بعضی از کتاب ها شاگرد اول می شوند و جایزه می گیرند.بعضی مردود می شوند و بعضی تجدید.
    • بعضی از کتاب ها تقلب می کنند.بعضی از کتاب ها دزدی می کنند.
    • بعضی از کتاب ها به پدر و مادر خود احترام میگذارندو بعضی حتی اسمی هم از پدر و مادر خود نمی برند.
    • بعضی از کتاب ها هرچه دارند از دیگران گرفته اند و بعضی از کتاب ها هرچه دارند به دیگران می بخشند.
    • بعضی از کتاب ها فقیرند و بعضی گدایی می کنند.
    • بعضی از کتاب ها پر حرفند ولی بعضی حرفی برای گفتن ندارند و بعضی ساکت و آرامند ولی یک عالم حرف گفتنی در دل دارند.
    • بعضی از کتاب ها بیمارند، بعضی از کتاب ها تب دارند و هذیان می گویند.
    • بعضی از کتاب ها را باید به بیمارستان برد تا معالجه شوندو بعضی را باید به تیمارستان برد.
    • بعضی از کتاب ها کودکانه و لوس حرف می زنند و بعضی از کتاب ها فقط غر می زنندو نصیحت می کنند.
    • بعضی از کتاب ها دو قلو یا چند قلو هستند.بعضی از کتاب ها پیش از تولد می میرند. و بعضی تا ابد زنده هستند.
    • بعضی از کتاب ها سیاه پوستند ، بعضی سفید پوست و بعضی زرد پوست یا سرخ پوست.
    • بعضی از کتاب ها به رنگ پوست خود افتخار می کنند و رنگ دیگران را مسخره می کنند...
  • [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 18:51 ] [ سعیده رجائیان ]
    من يك معلمم   

    لحظه اي به دنيا آمدم كه نخستين سؤال برزبان يك كودك جاري شد. نخستين بار زماني باليدم كه توانستم با پاسخ خويش به يك انسان كمك كنم كه از جايي كه ايستاده بود، يك گام پيش بيايد. من مردمان بسيار درجاهاي بسيار بوده ام. من پيامبرم كه انسان ها را هدايت كرد، از طريق پرسيدن، جهان هاي ديگري را كشف كنند.من حافظ هستم كه به انسان ها آموخت كه جز غم «بي او بودن » غم هيچ كس را نخورند. من «آن سوليوان» هستم كه دست هاي كوچك شاگردش، هلن كلر را گرفت و جهان را از طريق تنها حس باقيمانده شاگردش، به او نشان داد.   

     من مادرم كه با نخستين لالايي هاي دلپذير خود، ارزش واژه ها را به شاگردانم آموختم. من «هانس كريستين اندرسن» هستم كه با قصه هايش، حقايق بي شماري را به كودكان آموخت.

        من نخستين كسي هستم كه با جعبه هاي پرتقال ميز و نيمكت ساخت و دومين مدرسه را بنا نهاد.

        من تمام كساني هستم كه فضاي زندگي مرا با حضور و عطر انسانيت خويش آذين بستند.

        من تمام آن نام ها و چهره هايي هستم كه نامشان و چهره شان از ياد ها رفته، اما تأثير شان نسل اندرنسل باقي ماند. با وجود كوهي از كتاب و نمودار و فرمول و نقشه، واقعاً چيزي براي درس دادن ندارم و مي دانم كه شاگردانم براي يادگرفتن، فقط خودشان را دارند و من مي دانم كه اگر قرار باشد كسي به انسان بگويد كه كيست، اگر همه دنيا هم جمع شوند، از پس اين كار بر نمي آيند.

        من فقط موقعي بهتر درس مي دهم كه بيشتر سكوت مي كنم و بهتر گوش مي دهم.  هيچ وقت در پي ثروت مادي نبودم و چون باورم اين بود، وقتي كه به شاگردانم گفتم كه ثروت واقعي در درون آنهاست، باور كردند. به آنها گفتم كه تنها ثروت حقيقي اكنون است كه اگر آن را از دست بدهند، با هيچ ثروتي نمي توانند به دست بياورند. به شاگردانم آموختم كه لحظه اي از كاوش براي گنجينه هاي پنهان درون خود دست برندارند، گنجينه هايي كه به شكل استعدادهاي فراوان، در ميان لايه هايي از «خودباختگي» گم مي شوند. من يكي از خوشبخت ترين كساني هستم كه در خلقت، با خداوند شريكند.

           
          

    يك پزشك اين بخت را دارد كه در يك لحظه جادويي، بار ديگر به انساني حيات ببخشد. من بخت آن را دارم كه در تك تك لحظات پرسشي جديد را ايجاد كنم تا در مسير يافتن پاسخ، هزاران حيات جديد پديد بيايد. يك معمار مي داند كه اگر بنايش را با نهايت دقت و استحكام بسازد، قرن ها دوام خواهد داشت. من مي دانم كه اگر با عشق و صداقت، بناي خود را بسازم تا دنيا باقي است، آن بنا از گزند توفان ها صدمه نخواهد خورد.

     من يك جنگاورم و هر روز بايد با منفي بافي ها، ترس ها، دنباله روي ها، تعصبات، جهل، بي تفاوتي و بي ايماني بجنگم. البته من در اين نبرد، تنها نيستم. هوشياري، كنجكاوي، حمايت والدين، منحصر به فرد بودن افراد، خلاقيت، ايمان، عشق و خنده، همه در زير پرچم من با دشمنان مي جنگند.


    من بسيار سعادتمندم كه چنين تجربه باشكوهي را از سر مي گذرانم و براي اين نعمت، بايد از پدر و مادرهايي ممنون باشم كه بزرگ ترين سرمايه هاي زندگي خود، يعني فرزندانشان را به دست من مي سپارند.

     من يك معلمم .

     و از اين بابت، خداوند را هر لحظه شكر مي كنم. 

    تقدیم به همه آنها که به من کلمه ای آموختند تا جمله ای در وصفشان بنویسم..............

    [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 18:50 ] [ سعیده رجائیان ]

     

    کوهنوردی تنها در یک روز برفی به قله زد تا آن را فتح کند........شب شد..........ناگهان در تاریکی سر خوردو در حالیکه به سمت پایین سقوط می کرد طناب به دور کمرش پیچید و بین زمین و آسمان معلق ماند.

    در تاریکی فریاد زد : "خدایا کمکم کن! "

    صدایی گفت : "باور داری که میتوانم نجاتت دهم؟"

    کوهنورد گفت: "بله ُ بله باور دارم ُایمان دارم......"

    صدا گفت : "طناب را پاره کن ُ من مراقبت هستم! "

    هوا تاریک بود و هیچ چیز دیده نمیشد .کوهنورد زیر لب با خود گفت: "اگر طناب را پاره کنم در دره سقوط میکنم.بهتر است طناب را محکم و دو دستی بگیرم تا صبح شود! شاید رهگذری کمکی برساند"

    روز بعد اهالی منطقه کوهنوردی را یافتند که از سرما مرده بود در حالیکه آویزان بود و طنابی به دور کمرش پیچیده شده بود و تنها یک متر با زمین فاصله داشت..یک متر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    ما در تاریکی هستیم و خبر از چیزی نداریم.......پس اعتماد کنیم.......... طناب را پاره کنیم!!!!!!!!!!!

    [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 18:48 ] [ سعیده رجائیان ]
    زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود . چون هنوز چند ساعت به پرواز باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید.

    روی یک صندلی دسته‌دارنشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد...
     
    کنار او یک بسته بیسکوئیت بود و مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند.

    وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت

    پیش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد.»
    ولی این ماجرا تکرار شد.


    خواندن ادامه مطلب قطعا شمارا هم شگفت زده خواهد كرد

    هر بار که او یک بیسکوئیت برمی‌داشت ، آن مرد هم همین کار را می‌کرد. این کار, او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی‌خواست واکنش نشان دهد.

    وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد: «حالا ببینم این مرد بی‌ادب چه کار خواهد کرد؟»
    مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش را برای او گذاشت.

    این دیگه خیلی پرروئی می‌خواست!
    او حسابی عصبانی شده بود.

    در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، لوازمش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت محل سوار شدن رفت. وقتی داخل هواپیما روی صندلی‌ نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینک را داخل آن قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!
    خیلی شرمنده شد!! از خودش بدش آمد ... یادش رفته بود بیسکوئیتی که خریده  را داخل ساکش گذاشته .
    آن مرد بیسکوئیت‌هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد.....

    در صورتی که خودش آن موقع که فکر می‌کرد آن مرد دارد از بیسکوئیت‌هایش می‌خورد خیلی عصبانی شده بود. و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت‌خواهی نبود...

     
    بعضی چیزها هستند  که  دیگر نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند :

     
    1. سنگ ... پس از رها شدن
    2. سخن ... پس از به زبان آوردن
    3. فرصت... پس از پایان یافتن
    4. زمان ... پس از سپری شدن! .....................

    [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 18:47 ] [ سعیده رجائیان ]

    فهرست فعالیت های دوره آموزش هنر / پایه اول ابتدایی

    نام و نام خانوادگی : ........................................ استان : ........................... شهر : ........................ منطقه : ..........................

    تاریخ

    ردیف

    عنوان فعالیت

    توضیح فعالیت انجام شده

    احساس و نظر

    4

    3

    2

    1

     

    1

    پیدا کردن نقش های اتفاقی

    کشیدن خطوط نامنظم و پیدا کردن شکل های متفاوت و نقد و بررسی کارهای بچه ها

     

     

     

     

     

    2

    نقاشی با موضوع معین  (میوه)

    کشیدن میوه ، نقد و بررسی و نظر خواهی ، ارزشیابی

     

     

     

     

     

    3

    نقاشی با موضوع معین  (حیوانات)

    کشیدن میوه ، نقد و بررسی و نظر خواهی ، ارزشیابی

     

     

     

     

     

    4

    نقاشی با موضوع آزاد

    کشیدن نقاشی با موضوع آزاد توسط دانش آموزان

     

     

     

     

     

    5

    نقاشی برای قصه

    قصه ای تعریف یا خوانده شود، سپس دانش آموزان برای هر قسمت از قصه که برایشان جالب بوده و در ذهن دارند نقاشی بکشند.

     

     

     

     

     

    6

    تلفیق قصه و نمایش

    صحنه ای از قصه روی تخته کشیده شود ، سپس دانش آموزان نمایش مربوط به آن را اجرا نمایند.

     

     

     

     

     

    7

    تلفیق نقاشی با کاردستی

    هر دانش آموز یک سنگ را به کلاس آورده و آن را رنگ می زند، پس از خشک شدن روی آن نقاشی می کشد.

     

     

     

     

     

    8

    تلفیق نقاشی با تربیت شنوایی

    صداهایی از محیط اطراف را توسط ضبط صوت پخش نموده مانند صدای رعد و برق ، صدای بوق ماشین ، صدای باران و .... دانش آموزان نقاشی مربوط به صدا را بکشند.

     

     

     

     

     

    9

    نقاشی انگشتی با آبرنگ

    دانش آموزان انگشت خود را پس ازخیس کردن با آب روی آب رنگ می مالند، سپس بر روی ورق انگشت می زنند . پس از خشک شدن اثر انگشتها با آنها اشکال مختلف درست می کنند. مانند: گل ، پروانه، آدم ، عنکبوت، خرچنگ ، ماهی و ....

     

     

     

     

     

    10

    چاپ انگشتی با گواش

    دانش آموزان انگشت خود را به گواش می زنند، سپس بر روی ورق انگشت می زنند . پس از خشک شدن اثر انگشتها با آنها اشکال مختلف درست می کنند. مانند: گل ، پروانه، آدم ، عنکبوت، خرچنگ ، ماهی و ....

     

     

     

     

     

    11

    کامل کردن نقاشی ناتمام

    دانش آموزان دو به دو توافق می کنند که با هم  یک نقاشی را کشیده و کامل کنند . مثلا اگر گلی را می کشند یکی گلبرگ و دیگری برگ ها و ساقه را بکشد و .....

     

     

     

     

     

    12

    نقاشی روی گل رس

    ایجاد نقش روی گل . تکه ای گل را پهن نموده ، سپس با وسیله ای نوک تیزروی آن نقش های متفاوت می کشند . ( این عمل می تواند با خمیر بازی نیز انجام شود.)

     

     

     

     

     

    13

    کار با مواد موجود در طبیعت

    با جمع آوری  مواد موجود در طبیعت و چسباندن آنها بر روی کاغذ تصویری ایجاد می نماییم . مانند استفاده از شاخه های کوچک درخت سرو برای نشان دادن درخت واقعی .

     

     

     

     

     

    14

    شکل سازی با کاغذ و مقوا

    نقش آفرینی با شکل های غیر هندسی ( پاره کردن کاغذ) ابتدا دانش آموزان مقوایی رنگی را به صورت نامنظم پاره کرده و سپس یک تکه از آن را روی ورق می چسبانند و با مداد آن را به صورت یک شی کامل می کنند مثلا : ماشین ، بادبادک ، خانه و ....

     

     

     

     

     

    15

    شکل سازی با کاغذ و مقوا

    هندسی ( دایره ، مربع ، مثلث) یکی از اشکال هندسی را به دانش آموزان می دهیم تا به ورق سفیدی بچسبانند . سپس با اضافه نمودن خطوطی آن را به صورت نقاشی یک شی در آورند .

     

     

     

     

     

    فهرست فعالیت های دوره آموزش هنر / پایه اول ابتدایی

    نام و نام خانوادگی : ........................................ استان : ........................... شهر : ........................ منطقه : ..........................

    تاریخ

    ردیف

    عنوان فعالیت

    توضیح فعالیت انجام شده

    احساس و نظر

    4

    3

    2

    1

     

    16

    ساختن پازل

    تصویری انتخاب کرده و آن را با قیچی به چند پازل تقسیم می کنیم . آنگاه از دانش آموزان می خواهیم مجددا پازل ها را به هم وصل کنند تا شکل اولیه درست شود.

     

     

     

     

     

    17

    ساختن تاج  یا

     سر بند

    نحوه ی ساخت تاج را با استفاده از مقوا، قیچی و چسب برای دانش آموزان توضیح می دهیم تا بسازند.

     

     

     

     

     

    18

    ساختن پرچم

    با استفاده از قیچی ، چسب و مقوا (در سه رنگ سبز ، سفید و قرمز ) دانش آموزان اقدام به ساخت پرچم می نمایند.

     

     

     

     

     

    19

    ساختن کارت تبریک

    با استفاده از یک تصویر زیبا ، مقوای رنگی و چسب ابتدا یک کارت تبریک می سازیم بعد متن اهدایی را روی آن می نویسیم .

     

     

     

     

     

    20

    ساختن پاکت نامه

    با استفاده از ورق و چسب نحوه ی ساخت یک پاکت را آموزش می دهیم .

     

     

     

     

     

    21

    آشنایی با

    ریتم قدم رو

    با زدن خودکار روی میز یا با زدن پا روی زمین ریتم قدم رو را آموزش می دهیم .

     

     

     

     

     

    22

    آشنایی با ریتم تولید صدا با لیوان

    8 لیوان انتخاب نموده و در آنها از کمترین تا بیشترین مقدار آب را می ریزیم . سپس با یک یا دو چوب به لیوانها می زنیم تا صداهای متنوع تولید شود .

     

     

     

     

     

    23

    تلفیق حس شنوایی با قصه و نمایش

    سرود زرد آلو در پایه اول پخش گردد ، سپس توسط دانش آموزان نمایش پانتومیم اجرا گردد. ( شکستن زرد آلو و خوردن مغز آن)

     

     

     

     

     

    24

    قصه گویی

    توسط یکی از دانش آموزان یا معلم قصه ای تعریف گردد و یا از روی کتاب خوانده شود . سپس در مورد برخی از قسمت های قصه سوالاتی صورت گیرد مثلا رنگ و یا تعداد و ...

     

     

     

     

     

    25

    تعریف خاطره

    از بچه ها خواسته شود خاطره ای تعریف نمایند ، سپس در مورد آن بحث گردد .

     

     

     

     

     

    26

    تصویر خوانی

    یک تصویر یا چند تصویر که مفهومی را به دانش آموزان انتقال دهد روی تخته بچسبانید و از دانش آموزان بخواهید پس از مشاهده در مورد آن صحبت نمایند.

     

     

     

     

     

    27

    آشنایی با صداهای نا مطبوع

    صداهای نامطبوع از طبیعت الهام گرفته نشده اند ، مثل صدای صوت بلندگو، آژیر ، صدای ارّه برقی ، جیغ و ....( نکات بهداشتی مراقبت از گوش توضیح داده شود .)

     

     

     

     

     

    28

    شکل سازی با کاغذ و مقوا

    شکل سازی با استفاده از کاغذ و مقوا می تواند هم با دو تکه و هم با چند تکه صورت گیرد.  سپس تکه ها را با چسب به کاغذی می چسبانیم.

     

     

     

     

     

    29

    شکل سازی با چند شکل هندسی

    برای ساخت شکل می توان از چند شکل هندسی مشابه و یا چند شکل هندسی متفاوت استفاده کرد. سپس شکل ساخته شده را روی کاغذی با استفاده از چسب می چسبانیم .

     

     

     

     

     

    30

    بازی سوالهای دقتی

    دانش آموزان به محیط اطراف با دقت نگاه می کنند سپس چشم خود را می بندند و از آنها سوالاتی درمورد محیط می پرسیم . مثلا چند کودک را دیدی؟  چه نقاشی روی دیوار بود و ...

     

     

     

     

     

    31

    بازی یافتن شی با توجه به شدت صدا

    در مکانی از کلاس یک شی قرار میدهیم سپس با ضربه زدن به میز دانش آموزی را برای پیدا نمودن آن شی هدایت می کنیم .

     

     

     

     

     

    32

    بازی شناسایی اشیا با چشم بسته

    چشم دانش آموزی را بسته سپس به او یک شی می دهیم تا لمس نماید و نام شی را بگوید.

     

     

     

     

    فهرست فعالیت های دوره آموزش هنر / پایه اول ابتدایی

    نام و نام خانوادگی : ........................................ استان : ........................... شهر : ........................ منطقه : ..........................

    تاریخ

    ردیف

    عنوان فعالیت

    توضیح فعالیت انجام شده

    احساس و نظر

    4

    3

    2

    1

     

    33

    بازی شناسایی صدا

    صدا هایی را که از قبل ضبط نموده ایم پخش نماییم تا دانش آموزان بگویند مربوط به چیست؟ یا ابتدا خوب به محیط گوش دهند و بعد بگویند چه صداهایی را شنیده اند.

     

     

     

     

     

    34

    بازی زوووو

    دانش آموزان برای تقویت تنفس و صدا این بازی را اجرا می کنند.

     

     

     

     

     

    35

    بازی کشیدن مصوت ها

    دانش آموزان برای تقویت تنفس و صدا کشیدن مصوتهای کوتاه و بلند را اجرا می کنند.

     

     

     

     

     

    36

    بازی تقلید صدا و حرکات

    دانش آموزان دو به دو ، رو به روی هم می نشینند . یکی کلماتی را می گوید یا حرکاتی را انجام داده و دیگری همان را تکرار می کند.

     

     

     

     

     

    37

    نقاشی برای قصه

    قصه ای تعریف یا خوانده شود ، سپس دانش آموزان برای هر قسمت از قصه که برایشان جالب بوده و در ذهن دارند نقاشی بکشند.

     

     

     

     

     

    38

    تلفیق قصه و نمایش

    صحنه ای از قصه روی تخته کشیده شود ، سپس دانش آموزان نمایش مربوط به آن را اجرا نمایند.

     

     

     

     

     

    39

    تلفیق نقاشی با کاردستی

    هر دانش آموز یک سنگ را به کلاس آورده و آن را رنگ می زند، پس از خشک شدن روی آن نقاشی می کشد.

     

     

     

     

     

    40

    تلفی نقاشی با تربیت شنوایی

    صداهایی از محیط اطراف را توسط ضبط صوت پخش نموده مانند صدای رعد و برق ، صدای بوق ماشین ، صدای باران و .... دانش آموزان نقاشی مربوط به صدا را بکشند.

     

     

     

     

     

    41

    نمایش با تربیت شنوایی

    دانش آموزی صدایی را تولید می کند و دیگران نام مربوط به حیوان یا چیز مورد نظر را می گویند.

     

     

     

     

     

    42

    نمایش با قصه

    دانش آموزان قصه ای را که قبلا تعریف شده است با نمایش و تقلید صدا اجرا می کنند.

     

     

     

     

     

    43

    نمایش با نقاشی

    دانش آموزان در مورد داستانی که تعریف شده نقاشی کشیده و سپس با آن نمایش اجرا می کنند.

     

     

     

     

     

    44

    نمایش با کاردستی

    دانش آموزان ماکت جنگل ، کوه و ... ، یا کاردستی مربوط به داستانی که تعریف شده است را می سازند و با آنها نمایش اجرا می کنند .

     

     

     

     

     

    45

    تلفیق خاطره گویی با نمایش

    دانش آموزان خاطره ی خود را تعریف کرده و نمایش آن را اجرا می کنند . مانند شنا در دریا و .....

     

     

     

     

     

    46

    آواز خوانی

    دانش آموزان شعرهای محلی یا شعر های کتاب بخوانیم را به صورت گروهی یا فردی با آواز می خوانند .

     

     

     

     

     

    47

    آواز خوانی سرود جمهوری اسلامی

    دانش آموزان سرود جمهوری اسلامی را به صورت گروهی با هم می خوانند و آشنا

    می شوند.

     

     

     

     

     

    48

    تعریف خاطره

    از بچه ها خواسته شود خاطره ای تعریف نمایند ، سپس در مورد آن بحث گردد .

     

     

     

     

     

    49

    کار با گل

    دانش آموزان با گل یا خمیر بازی میوه ، مجسمه و یا ظروفی را با حجم دلخواه می سازند.

     

     

     

     

     

    50

    کار با گل و رنگ آمیزی با گواش

    دانش آموزان با گل میوه ، مجسمه و یا ظروفی را می سازند و پس از خشک شدن آنها را بوسیله انگشت با گواش رنگ می زنند.

     

    [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 18:22 ] [ سعیده رجائیان ]

    بی شک بازی های آموزشی نقش بسزایی در یادگیری دانش آموزان مقطع ابتدایی ایفا می کنند. چون کودکان دبستانی به بازی علاقه شدیدی دارند، پس بهتر است معلم از این بازی ها کمک گرفته تا تدریس خود را پیش ببرد و هم دانش آموزان را در یادگیری بهتر با خود همسو کند.

    دوستان عزیز، در این وبلاگ  به بیان چند مورد از بازی های آموزشی که مهارت های زبان فارسی را آموزش می دهد، اختصاص یافته است. اگر شما نیز بازی آموزشی را مدنظر دارید حتما در بخش نظرات مطرح نمایید. با تشکر.

    1. بازی تکرار و سکوت: پس از تدریس دانش آموزان به دو دسته تقسیم می شوند. از هر گروه می خواهیم تا هر کدام یک نوع واکنش زبانی از خود نشان دهند. برای نمونه اگر در درس به آموزش واژه های رنگ ها پرداخته ایم؛ دانش آموزان گروه اول با شنیدن کلمات نامربوط به رنگ سکوت کنند و اگر نام یکی از رنگ ها را شنیدند، آن را تکرار کنند. دانش آموزان گروه دوم نیز برعکس عمل کنند، یعنی نام رنگ را شنیدند سکوت نمایند. به عنوان مثال:

    سبز - سیب - گلابی - سفید - کتاب - زرد - میز - آبی - لیوان - بنفش

    همچنین می توان به کل کلاس گفت، همگی کلماتی را که می شنوند تکرار کنند به جز کلماتی که نام اعضای بدن انسان هستند. به عنوان مثال:

    مداد - شلوار - دست - پا - ساعت - کتاب - چشم - قاشق - پسر - گوش

    این بازی درک شنیداری دانش آموزان را تقویت می کند. با این بازی می توان آموخته های دانش آموزان را ارزشیابی کرد. همچنین می توان کلمات جدیدی را به دانش آموزان در قالب این بازی آموخت.

     

    1. بازی غلطه، آی غلطه: این بازی فقط در کلاس اول کاربرد دارد. در این بازی آموزگار جملاتی را بر زبان می آورد و از لحاظ معنایی یا ارتباط شناختی، یک نکته نادرست در آن می گنجاند. به عنوان مثال: "وقتی باران همه جا را سفیدپوش کرد، بچه ها شروع کردند به درست کردن آدم برفی"

    دانش آموزان در پایان جمله معلم، تک تک یا دسته جمعی باید نادرستی کاربرد "باران" به جای "برف" را اعلام کنند.

     

    1. بازی مخالف ها: در این بازی، معلم به بچه ها توضیح می دهد که مثلا سرد مخالف گرم است. سپس از آن ها می خواهد هر کلمه ای بر زبان می آورد یا می نویسد، مخالف آن را بگویند یا روی تخته سیاه بنویسند. همین بازی را می توان در سطح < جمله > نیز انجام داد:

    خانه ما دور است ≠ خانه ما نزدیک است.

    برادرم چاق است ≠ برادرم لاغر است.

     

    1. بازی گسترش جمله: در این بازی کلاسی، آموزگار جمله ناقص و کوتاهی می گوید یا می نویسد و از سه نفر از دانش آموزان می خواهد که یکی یکی جمله ی او را گسترش دهند و آن را کامل سازند؛ مثال:

    معلم: من دیروز ...

    دانش آموز اول: من دیروز به ...

    دانش آموز دوم: من دیروز به مدرسه ...

    دانش آموز سوم: من دیروز به مدرسه می رفتم ...

    دانش آموز چهارم: من دیروز به مدرسه می رفتم که ...

    دانش آموز پنجم: من دیروز به مدرسه می رفتم که دوستم ...

     

    1. بازی من چی هستم؟ ( من کی هستم؟ ): معلم یا یکی از شاگردان در 10 جمله به شرح یک پدیده مثل باران یا یک شی مثل رادیو یا یک شخص مثل فردوسی می پردازد. ان گاه بقیه بچه ها باید نام آن پدیده، شی یا شخص را حدس بزنند. حدس زدن روی هر جمله امتیاز خاصی دارد.

    جدول امتیاز دهی به جملات:

     

    جمله 1

     

    جمله 2

     

    جمله 3

     

    جمله 4

     

    ...

     

    جمله 10

     

    10 امتیاز

     

    9 امتیاز

     

    8 امتیاز

     

    7 امتیاز

     

    ...

     

    1 امتیاز

     

    این بازی را می توان به صورت گروه گروه کردن دانش آموزان هم انجام داد.

    1. بازی بیست سوالی: یکی از دانش آموزان یک پدیده (خوراکی، شی، شخص) را انتخاب می کند و نام آن را در گوش معلم می گوید یا روی کاغذی نوشته و آن را امضا می کند.

    سپس بقیه بچه ها می توانند با پرسیدن سوال از او نام آن پدیده را حدس بزنند. معلم باید بچه ها را هدایت کند که با سوالات مناسب مانند جنس (شیشه ای، چوبی، پارچه ای، فلزی و ...)، اندازه (بزرگ، کوچک، در جیب جا می گیرد و ...)، جاندار، بی جان و از این قبیل سوالات به هدف خود برسند.

     

    1. بازی صحبت کردن در گوشی: بچه ها صحبت در گوشی را خیلی دوست دارند. معلم یک جمله را در گوش اولین دانش آموز می گوید و دانش آموز باید جمله را به دانش آموز بعدی بگوید و همین طور تا آخرین دانش آموز این کار ادامه می یابد. سپس معلم از اولین کودک و آخرین کودک در خواست می کند که جمله را با صدای بلند تکرار کند. این تمرین باعث می شود قدرت حفظ و نگه داری عناصر زبانی در بچه ها تقویت شود.

     

    1. بازی پیدا کردن نام داستان: داستان کوتاهی برای دانش آموزان تعریف کنید. از آن ها بخواهید برای داستان، "عنوان" مناسب انتخاب کنند. این بازی موجب شکوفایی قدرت اندیشه و خلاقیت زبانی دانش آموزان خواهد شد؛ در ضمن کودکان برای این که بتوانند نام خوبی برای داستان انتخاب کنند، به خوبی به حرف های معلم توجه کنند و از این طریق یکی از مهارت های گوش دادن که دقت و توجه به سخنان گوینده است، در آن ها تقویت می شود.

     

    1. بازی تشخیص صدا: برای تقویت قدرت تمیز شنوایی دانش آموزان خود استفاده کنید. از بچه ها بخواهید چشمان خود را ببندند. سپس به یکی از آن ها بگویید، صحبت کند. بقیه بچه ها باید نام دوست خود را که صحبت کرده است، حدس بزنند.

    می توان افکت هایی را آماده و در کلاس پخش کرد، و این روش را با این راهکار ادامه داد. (استفاده از گوشی همراه و ضبط صوت)

     

    1. بازی چی مال چیه؟ (یا چی مال کیه و چی مال کجاست؟): در این بازی روابط مصداق های موجود در محیط زندگی کودک و محیط بزرگ ایران را مورد پرسش قرار دهید تا کودک به کمک عناصر زبانی، به تفکر و ادای پاسخ تشویق شود:

    چشم برای دیدن است.

    گز سوغاتی اصفهان است.

    هواپیما خلبان دارد.

    شاهنامه اثر فردوسی است.

    جوهر در خودکار است.

    ...

     

    1. بازی پخش اخبار: معلم خبر کوتاهی را، به زبان گفتاری، به دانش آموزان می دهد. مثل: <دیشب در شهرهای شمالی بارون زیادی باریده>

    سپس از آنان می خواهد که به عنوان گوینده خبر رادیو یا تلویزیون آن خبر را بخوانند. با این نوع تمرین کودکان از تفاوت زبان گفتاری فارسی و فارسی نوشتاری آگاهی پیدا می کنند؛ مثلا یاد می گیرند که تلفظ "بارون" در فارسی نوشتاری "باران" است.

    [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 18:14 ] [ سعیده رجائیان ]

    دوستان و همکاران محترم، امروز قصد دارم چند تا روش املا گفتن رو بیان کنم که به شیوه بازی اجرا می شه. البته این پست هم مانند دیگر مطالب خالی از ایراد نیست، لطفا با نظرات ارزشمند خودتون به بهتر شدن مطالب کمک کنید. اکثر این روش ها برای دانش آموزان جذابیت دارد.

     

    استفاده از برگه مچاله شده

    در این روش کلمات کلیدی را روی کاغذ نوشته و پس از مچاله کردن آن را در اختیار دانش آموزان قرار می دهیم. دانش اموزان پس از خواندن کلمه مورد نظر به گروه های دیگر سرکشی می کنند، تا کلماتی را که شبیه نوشته خودشان هست پیدا کنند و با گروه جدید یک جمله بسازند.

     

    املای آبی

    این روش با استفاده از بطری های خالی سس، نوشابه یا قطره چکان و آب قابل اجراست. در این روش دانش آموزان به حیاط مدرسه برده می شوند. کلماتی را معلم می گوید و دانش آموزان با آب و فشار بطری کلمه مورد نظر را روی زمین می نویسد.

     

    املای توپی

    کلمات کلیدی یا مهم را روی کاغذی نوشته و روی توپی می چسبانیم. هر بار توپ را به طرف یک دانش آموز پرت می کنیم، او پس از دیدن کلمه با آن جمله ای می سازد و آن جمله را به کل کلاس می گوی.

     

    کلمه گم شده

    چند کلمه را به صورت صحیح روی تابلو می نویسیم، به دانش آموزان می گوییم که به کلمات توجه کنند. یکی از دانش آموزان را از کلاس بیرون می فرستیم و یکی از کلمات را پاک می کنیم تا وقتی دانش آموز وارد کلاس شد، حدس بزند کدام کلمه پاک شده است و آن را مجددا بنویسد.

     

    نوبت کیه؟

    در این روش بخش های هر کلمه و یا ترکیب ها را در کارت هایی نوشته و به دانش آموزان داده می شود. آموزگار کلمه ای را نام می برد. هر دانش آموزی که با کارتهایی که در دست دارد و می تواند کلمه را بسازد بیرون می آید. یکی دیگر از دانش آموزان به صورت انتخابی یا داوطلب آن کلمه را روی تخته کلاس می نویسد.

     

    اسم - فامیل

    این همان بازی قدیمی است، با این تفاوت که ستون ها کمتر است. در ضمن صدای اول کلمه مورد نظر چاپ شده است.

     

    املای مشارکتی

    در این روش املاگویی باید هر گروه یک جمله را آماده می کند و به ترتیب برای کلیه دانش آموزان کلاس دیکته می کند. باید به این نکته توجه داشت که، در هر گروه یکی از اعضا جمله را می گویدو دیگر اعضا می نویسند. یکی از اعضا نیز می تواند به عنوان ناظر درست نویسی جمله گروه را کنترل کند.

     

    روش مسابقه ای

    املا به روش مسابقه ای روش دیگری از نحوه املا گفتن به شمار می رود. در این روش چند دانش آموز تقریبا هم سطح انتخاب می شود. ابتدا تخته کلاس را به دو یا سه قسمت تقسیم می کنیم و سپس کلمه یا جمله ای توسط معلم گفته می شود.

     

    املای جای خالی

    این روش به دو صورت حذف کامل کلمه یا حذف بخشی از کلمه به صورت حروف قابل اجراست، بدین صرت که در یک متن از پیش تهیه شده بعضی از کلمات یا حروف را جا می اندازیم، سپس از روی متن برای کلاس می خوانیم و حتی کلمه ای هم که جا افتاده است توسط معلم قرائت می شود. دانش آموزان پس از شنیدن کلمه جای خالی را پر می کنند.

     

    املای تصویری

    الف) تصاویر نیمه مجسم: دانش آموزان باید واژه ها متناسب با هر تصویر را زیر آن بنویسند.

    ب) اجسام مجسم: تعدادی از وسایلی که دانش آموزان نوشتن کامل ان را آموخته اند روی میز می چینیم، تا دانش آموزان به صورت فردی یا با مشورت هم و به صورت گروهی املای آن وسایل را بنویسند.

     

    املای مشورتی

    در این روش اعضای گروه در ساخت جمله و یا متن کامل املا شرکت فعال دارند. می توانیم کلماتی را در اختیار گروه ها گذاشته تا با هم فکری جمله های معنی دار و کامل بسازند.

     

     استفاده از خمیرهای بازی در دیکته

    هر گروه از دانش آموزان حروف یا کلمه ای را با خمیر بازی درست می کنند و در معرض دید دیگر گروه ها قرار می دهند.

     

    املای صوتی

    در این روش متن املا از شب قبل توسط معلم روی نوار کاست ضبط می شود. موقع املا این نوار در کلاس پخش می شود تا کودک متن را بنویسد. نکته ای که در این جا قابل ذکر است، متن ضبط شده نباید سریع و بدون تکرار باشد. همچنین برای تنوع بیشتر می توان از صدای فرد دیگری برای انجام این کار کمک گرفت.

     

    استفاده از هر کدام از روش های املا گویی در بالا بستگی به تعداد دانش آموزان، سن دانش آموزان و عوامل دیگری وابسته است.

    [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 18:13 ] [ سعیده رجائیان ]
    .: Weblog Themes By WeblogSkin :.
    درباره وبلاگ

    پدر و مادر نخستین آموزگاران کودک خود هستند و حتی تا سال های اولیه آموزشی رسمی مدرسه نیز، شاید مهمترین معلمان فرزندان شان باشند.

    آنها می توانند دانش پایه و مهارت های لازم برای تجربه کردن و اندیشیدن را به کودک بیاموزند. کودک، خواندن و نوشتن را از طریق دیدن، گوش دادن، گفتن و عمل کردن یاد می گیرد. این مهارت ها ابزارهای اصلی دریافت و درک ایده ها و نگرش ها، افکار و مبانی تعلیم و تربیت اند. پایه و اساس همه یادگیری ها زبان و کسب مهارت های کلامی است. به کارگیری یک زبان و تسلط در آنچه از راه گفتن و شنیدن و چه از راه خواندن و نوشتن، چیزی جز به کار بردن و کشف رمزها و نشانه های زبان نیست. در حقیقت کودک با تمرین و پرورش این مهارت ها، چه در خانه و چه در مدرسه سعی می کند نیازهای خود را متناسب با اهداف و مقاصد آینده زندگی خویش برآورده کند.
    امکانات وب